بدنسازی و تاریخچه بدنسازان
4.4

بدنسازی و بدنسازان | تاریخچه کامل بدنسازی

  • مقالات آموزشی
  • 27 جولای 20
  • محمدرضا امیدی
  • 4,202 بازدید
  • 36 دیدگاه

تاریخچه کامل بدنسازی اختصاصی از سایت مکملها دات آی آر

بسیاری از مردم گمان میکنند که منشا بدنسازی در عصر مدرن می‌باشد. اما تاریخ بدنسازی به زمان‌های بسیار قبل تر باز میگردد، یعنی‌ عصری که انسان‌های نخستین به دنبال افزایش قدرت و روی فرم آوردن فیزیک بدنی خود بودند. اگرچه بدنسازی مدرن با آن چیزی که در ابتدا آغاز شد بسیار متفاوت می‌باشد، اما دلیل اصلی‌ موفقیت و ترقی‌ آن در طول این سال‌ها دقیقا وجود همین دوره‌های متفاوت می‌باشد که به شدت این ورزش را تحت تاثیر قرار داد و به آن شکل امروزی را بخشید.

 

تصویر اسپارتان‌های قدیم، گلادیاتور‌های روم و مردم قول پیکر پروسیا همگی‌ مدارکی دال بر گسترده بودن تاریخ بدنسازی می‌باشد. اما به هر حال، در هر دوره از بدنسازی معیار‌ها با هم بسیار فرق میکرد، چه در زمان شکل گیری تمدن‌های بزرگ و چه مسابقات مستر المپیا امروزی که بزرگ‌ ترین دستاورد‌های این ورزش را به نمایش می‌گذارد. اما قبل از اینکه شروع به معرفی‌ دوره‌های مختلف بدنسازی کنیم، بیائید تعریف واژه بدنسازی را به عنوان یک شاخص مشخص کنیم که میتواند راهنمای ما در این مقاله باشد.

محتوا پنهان

بدنسازی چیست؟ معنی‌ بدنسازی در گذر زمان

مشخصا، تعریف کنونی بدنسازی (به عنوان یک ورزش) با آن چیزی که در ابتدا وجود داشت بسیار متفاوت می‌باشد. اما با این وجود یک تعریف رایج برای بدنسازی موجود می‌باشد، تعریفی‌ که می‌توان آن را مرتبط با کل تاریخ این ورزش دانست :

“ فرایند به حداکثر رساندن حجم عضلات از طریق استفاده ترکیبی‌ از روش‌های متفاوت (کار با وزنه، مصرف مقادیر مشخصی‌ کالری و استراحت). “

بنابراین فردی که خود را درگیر انجام چنین فعالیت هایی کند با عنوان بدنساز از او یاد میشود. به عنوان یک ورزش، در بدنسازی چند ورزشکار روی صحنه مسابقه آمده تا با نشان دادن فیزیک بدنی خود از زوایای مختلف مورد قضاوت داوران این رشته قرار بگیرند. اما همانطور که در بالا گفته شد، بدنسازی خیلی‌ قبل تر از وجود این دسته بندی‌های رسمی‌ به عنوان یک ورزش نیز وجود داشته است و به همین دلیل است که ما باید از ابتدایی ترین مورد‌های تاریخی‌ مرتبط با این ورزش شروع کنیم. در قسمت بعدی ما مروری به دوران‌های اصلی‌ بدنسازی، از سال‌های ابتدایی گرفته تا حال حاضر، خواهیم پرداخت و چهره‌های اصلی‌ این رشته در دوره‌های مختلف نیز معرفی‌ خواهند شد.

 

تاریخچه بدنسازی در دوران‌های متفاوت

در ادامه لیستی از دوران‌های مهم بدنسازی ذکر خواهد شد که با سال‌های ابتدایی شکل گیری این رشته آغاز و سپس با معرفی‌ دوران‌های بعد از آن و روند پیشرفت بدنسازی ادامه خواهد یافت.

 

دوران باستان (از زمان یونان باستان تا ۱۸۰۰)

بدنسازان و بدنساز

بدنسازان و بدنساز

قدیمی‌‌ترین اطلاعات ثبت شده در مورد بدنسازی به دوران یونان باستان بر میگردد، یعنی‌ خیلی‌ قبل تر از زمانی‌ که به عنوان یک ورزش شناخته شود. در آن زمان، به بدنسازی به عنوان راهی‌ برای بهبود فیزیک بدنی و ثبت رکورد‌های جدید در مکانی با نام ژیمناسیوم نگاه میکردند، مکانی که در آن ورزشکاران تمرین و بدن خود را بهبود میدادند و خود را آماده مسابقات میکردند.

به شکل رسمی‌ این دوره را زمان واقعی شروع بدنسازی میدانند. اگرچه در این مقطع زمانی‌ ورزشکاران از هیچگونه تمرین استقامتی برای شکل دادن بدن‌های خود استفاده نمی‌کردند، اما آنها روی انجام یک سری تمرینات فیزیکی‌ تکیه داشتند تا با بهبود مهارت‌های خود بتوانند رکورد‌های جدیدی را در ورزش خود ثبت کنند. در سال‌های بعد (۶ سال قبل از میلاد مسیح)، شکل خام و ابتدایی تمرینات مقاومتی شکل گرفت و به منظور راهی‌ برای رسیدن به فیزیک بدنی بهتر گسترش پیدا کرد.

همچنان که زمان سپری میشد، مفهوم یک فیزیک بدنی ایده آل به تدریج پیچیده تر و گسترش بیشتری پیدا میکرد. در قرن یازدهم، یونانی‌ها توانستند راه خود به فرهنگ هند را پیدا کنند. در این زمان می‌باشد که ما میتوانیم رد پای تمرینات مقاومتی مدرن را ببینیم، یعنی‌ استفاده از دمبل و وزنه به منظور افزایش حجم و قدرت بیشتر عضلات.

 

دوره قبل از مسابقات (۱۸۰۰-۱۹۳۰)

دوره قبل از مسابقات بدنسازی حدود اول قرن هجدهم میلادی (۱۸۰۰) شروع شد، زمانی‌ که کار با وزنه مورد توجه بسیار زیادی بود و حتی انجام آن در آن زمان امری رایج و قدیمی‌ محسوب میشد. به علاوه، مردان در آن زمان در مسابقاتی شرکت میکردند که شامل کشیدن ارابه و بلند کردن حیوانات میشد. داشتن شکمی برجسته با اندام‌های کلفت و پر چربی‌ از ویژگی‌‌های رایج بدنی در آن مسابقات بود. از این زمان تا اوایل قرن بیستم میلادی مردم دور هم جمع میشدند تا رقابت مردان قدرتمند در شکست دادن همدیگر را تماشا کنند.

اگرچه این مسابقات یک رقابت فیزیکی‌ محسوب نمی‌شد، اما رکورد همین مسابقات تمرین گونه به شکل رسمی‌ ثبت میشد. این نمایش‌های قدرت تا دوره قبل از استروید که شروع آن از دهه ۳۰ میلادی می‌باشد ادامه داشت.

 

دوره قبل از استروید (۱۹۳۰-۱۹۶۰)

در دهه ۳۰ میلادی بدنسازی مدرن در دنیای غرب سال‌های اولیه خود را شروع کرده بود. افراد بیشتری در آن زمان علاقمند به ساختن فیزیک بدنی بالانس تری بودند. دهه ۳۰ میلادی (در آن زمان) با نام دوره طلایی بدنسازی نام برده میشد، زیرا در آن زمان باشگاه‌ها و مکان‌های تمرینی زیادی افتتاح شد. همچنین در این دوره بود که فیگور گرفتن جلوی آینه شروع شد.

اولین مسابقه رسمی‌ ثبت شده و مورد تائید مسابقات آقای آمریکا بود، که این مسابقات توسط اتحادیه ورزش آماتوری (AAU) در سال ۱۹۳۹ سازماندهی شد. این رویداد باعث شکل گیری اولین مسابقات بدنسازی شد و خیلی‌ زود توانست تبدیل به اولین مسابقات رسمی‌ بدنسازی شود. فیزیک‌های بدنی در این زمان نسبت به دوره‌های گذشته بسیار تحسین برانگیزتر بودند. نام هایی نظیر استیو ریوس و کلنزی راس (هر دو برنده مستر آمریکا) تبدیل به نماد‌های واقعی این ورزش شدند. رقابت‌های فیزیک به تغییر خود ادامه داد و در طول سال‌ها رشد کرد و نهایتا در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی تبدیل به مسابقات بدنسازی در مقیاس بزرگ شد.

استیو ریوس

اولین بدنساز

Clancy Ross

بدنسازی و بدنساز

جنگ ویدر و هافمن (۱۹۵۰-۱۹۶۰)

از دیدگاه بدنسازی، قرن بیستم با ظهور دو چهره، باب هافمن و جو ویدر، تعریف میشود. این دو بدنساز اسطوره ای تاریخ بدنسازی را بسیار پر شورتر کردند که عمدتا دلیل آن دیدگاه‌ها و روش‌های متضاد با هم نسبت به این ورزش بود. جو ویدر یک کار آفرین در زمینه فیتنس و همچنین یک بدنساز بود که سازمان بین المللی بدنسازان (IFBB) و همچنین مجله (Muscle and Fitness) را نیز تاسیس کرد. اما باب هافمن دوره بدنسازی خود را در دهه ۲۰ میلادی شروع کرد. هافمن نیز یک چهره اصلی‌ پشت کمپانی یورک باربل بود، کمپانی ای که تجهیزات بدنسازی را تولید میکرد. جنگ بین ویدر و هافمن به دلیل وجود دشمنی بین کمپانی‌های آنها آغاز شد. آنها در این زمینه که باید در جهت آمادگی برای شرکت در مسابقات باید از چه تجهیزاتی استفاده شود با هم رقابت داشتند.

 

طلوع المپیا (۱۹۶۰-۱۹۷۰)

این جو ویدر بود که در مورد برگزاری مسابقات بسیار وسیع که میتوانست بدنسازی را وارد سطح جدیدی کند بینشی عمیق داشت. اینگونه بود که مستر المپیا متولد شد، یک رقابت همه جانبه با جوایزی قابل توجه. برای ورود به مسابقات مستر المپیا یک سری پیش نیاز‌ها تعیین شده بود که بدنسازان باید برای ورود به مسابقه به آن پیش نیاز‌ها برسند.

اگرچه رسیدن به این پیش نیاز‌ها آسان هم نبود. برای ورود به المپیا، یک لیفتر میبایست مسابقات قبلی‌ را برنده شده باشد یا حداقل در دور پایانی آنها حضور داشته باشد. اولین مسابقه مستر الامپیا در ۱۸ سپتامبر ۱۹۶۵ در آکادمی موزیک بروکلین برگزار شد که لری اسکات توانست عنوان اولی‌ را از آن خود کند (پس از پیروزی در مسابقات مستر آمریکا، مستر ورلد و مستر یونیورس).

مسابقات مستر المپیا هم اکنون نیز برگزار میشود. این رقابت محبوب‌ ترین و نماد مسابقات بدنسازی می‌باشد که در طول سالیان نام‌های بزرگی‌ برنده آن بوده‌اند، از جمله سرجیو الیوا و آرنولد شوارتزنگر.

 

دوره آرنولد (دوره طلایی، پامپینگ آیرون)

در مسابقات ۱۹۶۹ مستر المپیا یک رقابت بزرگ بین سرجیو الیوای شکست ناپذیر در برابر یک جوان اتریشی‌ با نام آرنولد شوارتزنگر که وارد صحنه بدنسازی شده بود و الیوا را برای کسب عنوان اولی‌ به چالش کشیده بود، شکل گرفت. اگرچه در این سال الیوا سومین مستر المپیا خود را پشت سر هم دریافت کرد، اما آرنولد در المپیا ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ برنده این عنوان شد و تبدیل به نماد اصلی‌ و الهام بخش همه شد. به دلیل رقابت بسیار سنگین و مسابقات بزرگی‌ که برای عنوان المپیا برگزار میشد، این دوره که همچنین شامل دهه ۸۰ میلادی نیز میشد به عنوان دوره طلایی بدنسازی شناخته میشود. در یک نوشته معروف ثبت شده از این دوره با نام “ پامپینگ آیرون “ نیز یاد میشود.

 

دوره هنی (۱۹۸۰-۱۹۹۰)

لی هنی یکی‌ دیگر از نام‌های تحسین برانگیزی می‌باشد که برای عنوان المپیا رقابت کرده است. او یکی‌ از محبوب‌ ترین بدنسازان دهه ۸۰ میلادی می‌باشد و به دلیل دریافت ۸ عنوان المپیا پشت سر هم شناخته میشود. کاری که او انجام داد یک رکورد جدید محسوب میشد و حتی رکورد آرنولد از دوره قبل را نیز پشت سر گذاشت. دلیل اصلی‌ که هنی توانست این دوره از بدنسازی را دگرگون کند بدن او بود، به صورتی‌ که بدن او کاملا متفاوت از دیگران در رقابت‌های قبلی‌ بود. همچنین استایل فیگور گیری او نیز جدید و منحصر به فرد بود و ترکیبی‌ از استایل آرنولد، فرانک زین و چندین بدنساز معروف دیگر میشد.

اگرچه هنی نیز در اصل متعلق به دوره طلایی می‌باشد اما بسیاری از افراد معتقدند که دستاورد‌های او کاملا متعلق به دوره دیگری می‌باشد. هنی اولین کسی‌ بود که از لحاظ حجم عضلانی به حدی رسید که در آن زمان کاملا متفاوت از دیگران بود (دهه ۹۰)، که این امر نیز نتیجه متد‌های تمرینی مختلف بر پایه تمرینات کم فشار و پر فشار بود.

 

دوره یتس (دهه ۹۰)

دوره بعدی بدنسازی توسط دستاورد‌های یک بدنساز جدید با نام دوریان یتس شکل گرفت. او جز معدود بدنسازانی بود که توانست ۶ عنوان المپیا را پشت از هم ببرد و باعث شد که دهه ۹۰ دوره او نام بگیرد. یتس توانست استاندارد‌های جدیدی در سایز عضلانی را ثبت کند. او اولین قهرمان مسابقات المپیا بود که وزنش ۲۵۰ پوند میشد، در حالی‌ که پایین تنه ای بسیار کم چرب و بسیار پر چگال داشت. همچنین او از لحاظ حجم بزرگ‌ ترین در بین بدنسازان حرفه ای می‌باشد، که همین امر باعث شده است که دیگران در برابر او کوچک به نظر برسند و به همین دلیل نام مستعار “ سایه “ به او داده شد.

قبل از اولین مسابقه بدنسازی، دورین یتس در زندان به سر میبرد. سابقه او به عنوان یک زندانی (محکوم به ۶ ماه زندان) باعث شد تا به عنوان فیت‌ ترین و قدرتمند‌ترین زندانی در انگلستان به سرعت مشهور شود. یتس توانست سلطه خود در مسابقات بدنسازی را ادامه دهد و با هر برنامه تمرینی پر فشاری که منتشر میکرد سطح دانش بدنسازی را بالاتر میبرد.

 

دوره کلمن (۱۹۹۰-۲۰۰۰)

در اواخر دهه ۹۰ میلادی یک نام توانست به شهرت زیادی دست پیدا کند، رونی کلمن. رونی یک بدنساز حرفه ای بود که توانست اولین پیروزی خود را در مسابقات کانادا پرو کاپ در سال ۱۹۹۵ به دست آورد. او بعدا توانست عنوان مستر المپیا را نیز به دست آورد و سرانجام ۸ بار پشت سر هم برنده این عنوان شد. این یک رکورد جدید بود که توانست او را کنار لی هنی قرار دهد.

اما کلمن تقریبا دارای متد تمرینی متفاوتی نسبت به دیگران بود. او ترجیح میداد به جای دستگاه‌ها از وزنه‌های آزاد استفاده کند. همانطور که خود او بیان می‌کند نتیجه اینگونه تمرینات رسیدن به بدنی منعطف و افزایش دامنه حرکتی‌ بدن می‌باشد. کار با وزنه ۴ روز در هفته و کات کردن بدن تنها در زمان نزدیک به مسابقات، شرایطی را برای او فراهم کرد تا بتواند از اولین المپیا خود (۱۹۹۸) تا آخرین (۲۰۰۶) همیشه در فرم مطلوب باقی‌ بماند. کلمن توانست مسیر بدنسازی مدرن را هموارتر کند و دستاورد‌ها و موفقیت‌های او در قرن جدید همیشه به یاد خواهد ماند.

 

بدنسازی مدرن

دوره مدرن شاهد بیشترین میزان محبوبیت بدنسازی بوده است. در این دوره نه تنها بدنسازان حرفه ای به سطح جدیدی وارد شدند، بلکه همچنین تعداد افرادی که توانستند به بدن هایی بسیار خشک و عضلانی دست پیدا کنند بسیار بیشتر از قبل شده است. قطعا برخی‌ افراد تاثیر گذار در این عصر مدرن جدید بدنسازی تحسین برانگیز هستند. از جمله آنها می‌توان به جای کاتلر و فیل هیث اشاره کرد که هر دو برنده عنوان المپیا شده‌اند. فیل هیث اکنون توانسته ۷ عنوان مستر المپیا را پشت سر هم از آن خود کند و شانس این را دارد تا باز هم تعداد قهرمانی‌های خود را افزایش دهد.

امروزه ما تعداد زیادی مقالات بدنسازی، انواع تمرینات و حرکات بدنسازی را میبینیم. دسترسی‌ به اطلاعات بسیار آسان تر از قبل است. از یوتیوب گرفته تا شبکه‌های اجتمایی، مردم میتوانند در مورد حرکات مناسب و تغذیه اطلاعات بسیاری را دریافت کنند و مسیری را طی‌ کنند که اکثر بدنسازان موفق طی‌ کرده‌اند. در این عصر ارتباطات بدنسازی دوباره بیش از پیش قدرت گرفته و اکنون تبدیل به یکی‌ از محبوب‌ ترین ورزش‌ها و فعالیت‌های تفریحی در سراسر جهان شده است.

 

کلام پایانی

سالهای ابتدایی بدنسازی مسیر رسیدن به دستاورد‌های عظیم در آینده را هموار کرد. از مهم‌ ترین افراد تاریخ این ورزش می‌توان به موسس مستر المپیا جو ویدر و همچنین آرنولد شوارتزنگر اشاره کرد که یکی‌ از ستاره هایی بود که توانست بدنسازی را در کانون توجهات عمومی‌ قرار دهد. او تبدیل به یک بازیگر شد و توانست به شکل موفقیت آمیزی سبک زندگی‌ سالم خود را ارتقا دهد و فیزیک بدنی فوق‌العاده ای بسازد.

 

تاریخچه بدنسازی قبل از دوره مسابقات (۱۸۰۰-۱۹۳۰)

درست پس از پایان دوره باستانی بدنسازی، که طولانی‌ ترین دوره نیز محسوب میشود، به دوره قبل از مسابقات میرسیم. دلیل اصلی‌ نامگذاری این دوره به این واقعیت بر میگردد که اگرچه در آن زمان تعدادی مسابقات برگزار میشد، اما هیچگونه ثبت رسمی‌ رکورد‌ها یا جوایز برای هیچکدام از این مسابقات وجود ندارد. چیزی که حقیقت دارد این است که بدنسازی همیشه مورد توجه و وسواس افراد بوده است، حالا چه از طریق کار با دمبل و دستگاه‌ها برای تغییر فیزیک بدنی و چه افزایش قدرت برای بلند کردن حیوانات و اشیا برای تحت تاثیر قرار دادن مردم. بودن به عنوان یک بدنساز همیشه یک افتخار ویژه محسوب میشده است، مخصوصا در اوایل قرن ۱۹ میلادی.

 

اولین بدنسازانی که اطلاعات آنها ثبت شد

اولین بدنسازان در دوره قبل از مسابقات ظهور کردند. غرور و اعتماد به نفس آنها عوامل موفقیت در طول آن زمان در بدنسازی بود. از بلند کردن سنگ تا حمل حیوانات بر پشت، این دوره را اگر از زاویه دید بدنسازی مدرن نگاه کنیم یک دوره نخستین و ابتدایی دیده میشود، اما در همین حین، همین دوره سنگ بنای تشکیل دهنده دوره مسابقات می‌باشد.

در اوایل قرن ۱۹ میلادی مردم عمدتا افرادی با نام “ مردان قدرتمند “ را مورد تقدیر و توجه قرار میدادند. این لیفتر‌ها اولین بدنسازانی بودند که هر نوع وزنه ای را جابجا میکردند. آنها جمعیت را سرگرم میکردند و به دستاورد‌های خود مفتخر بودند. بدون هیچ مسابقه رسمی‌ یا دریافت جوایز، این مردان قدرتمند در بین مردم با افتخار و قدرت دیده میشدند.

تمرکز این دوره نخستین بدنسازی دقیقا روی همین “ مردان قدرتمند “ می‌باشد. آنها سفر میکردند و برنامه اجرا میکردند و جمعیت زیادی از هنرنمایی آنها سرگرم میشد. آنها که توجه زیادی روی فیزیک بدنی یا شکل دادن عضلات بدن خود نداشتند، تنها تمرکزشان بلند کردن وزنه‌های سنگین و دستیابی به افتخار آن بود. این مردان قدرتمند معمولا بزرگ تر از افراد معمولی‌ بودند و حجم عضلات آنها نیز بیشتر بود، دست و پاهای آنها ضخامت زیادی داشت و شکم پر چربی‌ داشتند. مشخصا، رعایت رژیم غذایی برای مردان قدرتمند در آن زمان زیاد مورد توجه نبود، و به همین دلیل بود که آنها بسیار میخوردند و برای چالش جدید پیش رو مقداری عضله سازی میکردند.

 

یوجین ساندو (۱۸۶۷-۱۹۲۵)

یکی‌ از پدران دوره بدنسازی قبل از مسابقات و یکی‌ از بهترین مردان قدرتمند، یوجین ساندو بود. او که متولد کونیگزبرگ، لتونی بود دوران کودکی و نوجوانی نرمالی‌ داشت. اما او تحت تاثیر سیرک قرار گرفت. هنگامی که در سیرک بود، یوجین ساندو تصمیم گرفت مهارت‌های بدنسازی (بلند کردن وزنه) خود را بهبود دهد. اگرچه هدف اصلی‌ او بهبود مهارت آکروباتیک بود، ساندو با مردی به نام لوییز دورلاچر ملاقات کرد. دورلاچر استعداد ساندو به عنوان یک مرد قدرتمند و عضلانی را کشف کرد.

همانطور که قبل تر هم اشاره شد، بدنسازی در زمان یوجین ساندوو یک حرفه رسمی‌ و جدی محسوب نمی‌شد. در طول آن زمان آزمون و خطاهای زیادی صورت میگرفت. مردم نمیدانستند که چه چیزهایی ممکن یا غیر ممکن می‌باشد. تکنیک‌های انجام حرکات در آن زمان هنوز در مراحل اولیه بود. بعد از ماه‌ها انجام تمرینات، یوجین به نقطه ای رسید که آمادگی شرکت در مسابقات و نشان دادن استعداد ویژه خود را داشت.

کمی‌ بعد از آن، یوجین و لوییس در سراسر اروپا سفر کردند. یوجین و لوییس در آن زمان به عنوان یک مرد قدرتمند و یک مربی‌ به شهرت زیادی رسیدند. در سال ۱۸۸۹ در لندن، یوجین توانست یک مرد قدرتمند مشهور دیگر به نام سمپسون را شکست دهد. تنها با ۲۲ سال سن و آینده ای درخشان، یوجین به حرفه خود اطمینان داشت و می‌خواست به دنیا نشان دهد که چه استعدادی دارد. یک توقفی که در حرفه یوجین میتوانست شکل بگیرد پس از مطالعه یک کتاب نوشته دکتر پتر استاینکرون در سال ۱۸۷۰ بود. در آن کتاب استاینکرون بیان کرده بود که “ انقباض عضلانی شرایطی است که عامل آن لیفت کردن وزنه‌های بیش از حد سنگین می‌باشد که نتیجه آن رشد عضلانی تا حدی می‌باشد که دیگر ممکن است مهار این میزان رشد غیر ممکن باشد. “

اگرچه دکتر استاینکرون شواهدی دال بر ادعای خود نداشت، اما همین حرف او باعث شد تا بسیاری از مردان قدرتمند در مورد کاری که انجام میدهند دو دل شوند. اما با این حال، یوجین همچنان به کاری که در آن بهترین بود در دوره ویکتوریایی ادامه داد و علیرغم تمام این نوشته‌های منفی‌ که در سراسر اروپا در تئاتر‌ها منتشر میشد کار خود را ادامه داد. این کار باعث شد تا یوجین ساندو مورد توجه همگانی قرار بگیرد و الهام بخش بسیاری از مردم که میخواستند همانند او شوند شد.

خوشبختانه، یوجین ساندو از این محبوبیت خود به نحو احسن استفاده کرد و توانست اولین بیزینس فیتنس را راه اندازی کند. تا پایان قرن بیستم در سال ۱۸۹۷، اولین باشگاه بدنسازی نیز تاسیس شد. نام آن (Physical Culture Studio) انتخاب شد و در لندن قرار داشت. با انجام این کار، یوجین حتی محبوبیت بیشتری از قبل به دست آورد و به گسترش علم بدنسازی بیش از پیش ادامه داد. مرگ او در سال ۱۹۲۵ از بیماری سیفیلیس باعث نشد که بسیاری از مردم کار او را ادامه ندهند و زندگیشان را صرف بدنسازی نکنند. یکی‌ از این موارد، گوستاو فریستنسکی بود که همزمان با اتمام دوره ویکتوریایی توانست تبدیل به یوجین جدید شود.

 

تجهیزات بدنسازی که ساندو طراحی و اختراع شد

یکی‌ از جنبه هایی که ساندو را حتی از قبل محبوب تر کرد تلاش‌های او در جهت ساخت تجهیزات متناسب با بدنسازی بود. یکی‌ از چالش‌های پیش روی او طراحی و مدل سازی یک نوع دمبل با دستگیره فنری بود. این دمبل یک گجت عجیب به نظر می‌رسد که شامل یک دمبل ساده ۵ پوندی دو تکه میشود. علاوه بر اختراعاتش، ساندو به دلیل نقل تئوری زیر نیز شناخته میشود :

“ یک ورزشکار میبایست تمرکز ذهنی‌ خود را حین تمرین روی هر عضله ای قرار دهد که در حال تمرین دادن آن می‌باشد. “

دمبلی که او طراحی کرده بود میتوانست به تمرکز ذهنی‌ بهتر کمک کند. از دیگر اختراعات قابل توجه ساندو می‌توان از (the bell) نام برد که دستگاهی بود که هر وقت فرد لیفتی را صحیح انجام میداد یک زنگ به صدا در میامد و همچنین می‌توان از (developer) نام برد که اختراعی بود که از ترکیب چند حرکت بدنسازی حاصل شده بود. تا قرن بیستم، بسیاری از خانواده‌ها در دنیای غرب دستگاه (developer) را داشتند که این امر سطح توجه به فیتنس و بدنسازی را به شکل عمومی‌ بالاتر برد.

 

گوستاو فریستنسکی (۱۸۷۹-۱۹۵۷)

گوستاو فریستنسکی، متولد ۱۸۷۹ کامهاجک، بوهمیا (جمهوری چک کنونی) یک کودک بسیار مریض بود. این مریضی در بین نوزادان در آن زمان امری رایج بود. اما به هر حال، توسط درمانگران روستایی از او مراقبت به عمل آمد تا بتواند با دوران سخت کودکی خود مواجه شود. به عنوان بزرگ‌ ترین پسر یک خانواده دارای ۶ فرزند، گوستاو مجبور بود که هر وقت پدرش از خانه دور بود کار‌های مزرعه را انجام دهد. گاهی‌ اوقات او به مدرسه نیز نمیرفت تا بتواند کارهای خانه را انجام دهد.

فریستنسکی در روزهایی که به مدرسه نمیرفت متوجه قدرت خود شد. والدین او فکر میکردند که بهتر است گوستاو مدرسه را ترک کرده و به او تجارتی بیاموزند. گوستاو در نهایت تبدیل به یک آهنگر شد. اما به هر حال، او دچار یک سانحه شد و به مدت ۳ ماه دستش سوختگی شدیدی پیدا کرد و در همین زمان او تصمیم گرفت به قصاب محله خود که با پدرش همکاری داشت کمک کند. گام اصلی‌ که گوستاو در جهت رسیدن به رویاهای خود برداشت تکمیل دوره کار آموزیش بود. او تصمیم گرفت که از خانه دور شود و مقداری تجربه اندوزی کند. او که به برنو نقل مکان کرده بود، علاقمند به ورزش‌های زیادی شد مخصوصا کشتی‌.

به محض اینکه وارد کشتی‌ شد، گوستاو اولین جایزه خود را برد و سپس در سراسر کشور جهت شرکت در رویداد‌های ورزشی مسافرت میکرد و بسیاری از کشتی‌ گیران معروف از پراگ و آالمان را در برنو شکست داد. بعد از اینکه او قهرمانی اتریش را به دست آورد، متوجه شد که بسیار قدرتمند می‌باشد و میتواند پرس کانتیننتال معروف را با وزنه ۳۰۸ پوندی انجام دهد.

پرس کانتیننتال دقیقا همان چیزی بود که گوستاو با آن توانست در سال ۱۹۰۳ قهرمانی مسابقات جهانی‌ فیزیک را کسب کند. با ۶ فوت قد و ۲۲۰ پوند وزن، گوستاو یکی‌ از بهترین بدنسازان دوره ویکتوریایی بود که پا به عرصه مسابقات گذاشته بود. او یک ژنتیک بی‌ نقص برای بدنسازی داشت. اما به هر حال، گوستاو برای شرکت در جنگ بزرگ به کمپ آلمان‌ها فرستاده شد تا بدین گونه او با پایان تلخ خود مواجه شود. اگرچه او از جنگ جان سالم به در برد و مشکلات سلامتی‌ زیادی را پشت سر گذاشت، اما در سال ۱۹۵۷ در سن ۷۸ سالگی در گذشت. مجسمه گوستاو فریستنسکی در پراگ می‌باشد که زیر آن عنوان (Mr. Czechoslovakia) درج شده است. بسیاری از مدال‌های او نیز به معرض نمایش گذاشته شده‌اند.

 

بدنساز مک سیک (طول عمر نامشخص)

سومین بدنساز مهم در دوره پیش از مسابقات مک سیک می‌باشد که این یک نام مستعار و برای صحنه مسابقات بود. تا به امروز نام واقعی او مشخص نشده است. مک نیز همانند گوستاو فریستنسکی دوران کودکی مشابهی داشت و از بیماری‌های گوناگونی رنج میبرد اما سرانجام توانست بر آنها غلبه کند. چیزی که در مورد مک جلب توجه میکرد قد او بود. او که تنها ۵ فوت قد داشت، اما همچنان به عنوان یک بدنساز قهرمان و تمرین دیده شناخته میشد.

او کار خود را از استدیو خود و کسب مهارت در ترفند‌های گوناگون شروع کرد. بزرگ‌ ترین ترفندی که مک اجرا میکرد با نام “ کنترل کامل عضلات “ شناخته میشد، به این صورت که او میتوانست هر عضله را به شکل جداگانه ای منقبض و آنها را حرکت دهد. این ترفند باعث شهرت مک سیک شد و از آنجا بود که عبارت عضلات موج دار متولد شد. این ترفند الهام بخش بسیاری دیگر از بدنسازان برای تلاش بیشتر و رشد شد. جنگ بزرگ همچنین به زندگی‌ مک سیک نیز آسیب وارد کرد. اگرچه تاریخ مرگ او هنوز باید به تایید برسد، اما می‌توان گفت که دنیا پس از او تغییر کرد و پایانی بر دوره پیش از مسابقات بدنسازی بود.

 

مربی‌ آنتونی بارکر (۱۸۶۸-۱۹۷۴)

آنتونی بارکر گواه بر این موضوع است که بدنسازی تنها به دلیل وجود بدنسازان پیشرفت نکرده است. کار‌های تحسین برانگیز او در حوزه بدنسازی باعث شهرتش شد. او که متولد ۱۸۶۸ بود، از همان سال‌های ابتدایی زندگی‌ خود همیشه آرزو داشت تبدیل به یکی‌ از شناخته شده‌ ترین نام‌ها شود. بارکر که کار خود را به عنوان یک مربی‌ فیتنس شروع کرد، سپس تصمیم گرفت در حوزه فیتنس از مدل خرید پستی که توسط یوجین ساندو اختراع شده بود پیروی کند. بارکر در آن زمان تبدیل به یک نماد در دنیای فیتنس و بدنسازی شد و بیشتر به دلیل پند‌ها و همچنین ظاهری عبوس که در بسیاری از مجلات و کتاب‌ها بود شناخته میشد. روش او در بدنسازی به سرعت فراگیر شد و توانست موفقیت زیادی را کسب کند. آنتونی بارکر همچنین در بین بدنسازان حرفه ای و مربیان این حوزه دارای بیشترین طول عمر نیز می‌باشد. او پس از ۶۰ سال فعالیت همچنان در باشگاه حضور داشت و به مردم آموزش میداد و آنها را آگاه میکرد تا زمانی‌ که در سال ۱۹۷۴ و در سن ۱۰۶ سالگی فوت کرد.

 

برنار مک فادن (۱۸۶۸-۱۹۵۵)

برنار مک فادن نیز یکی‌ پدران شناخته شده سبک (physical culture) می‌باشد. او با نوشن کتاب‌ها و انتشار مجلات در مورد افزایش قدرت و سلامتی‌ در حوزه بدنسازی مشارکت داشت. کتاب‌ها و مقالات مک فادن در اوایل قرن بیستم محبوبیت بالایی داشتند. انتشارات مک فادن به حدی محبوب بودند که به سرعت شهرت جهانی‌ پیدا کرد و حتی او را به عنوان پیشگام مجلات مدرن بدنسازی میبینند. مک فادن همچنین به دلیل تلاش‌های خود در جهت بهبود و سازماندهی مسابقات مختلف بدنسازی در آن سوی آتلانتیک نیز شناخته میشد، که همین امر منجر به کشف و ارتقا یکی‌ از بزرگ‌ ترین نام‌های بدنسازی یعنی‌ چارلز اطلس شد.

 

کلام پایانی

همانطور که در مثال‌های بالا میتوانیم ببینیم، دوره قبل از مسابقات نیز همچنان با مسابقات گوناگون و غیر سازماندهی شده که در آن زمان برگزار میشد شناخته میشود. به همین دلیل و نبود رکورد‌های رسمی‌، از این دوره با عنوان دوره پیش از مسابقات یاد میشود که پس از آن به دوره مسابقات میرسیم. اگرچه به این دوره به عنوان یک عصر واقعی‌ بدنسازی نگاه نمی‌شود، اما این زمان در تاریخ بدنسازی بسیار مهم می‌باشد. دستاورد‌های مردان قدرتمند و همچنین درس‌های ارائه شده از مربیان در آن زمان به شکل گیری دوره‌های بعدی بدنسازی کمک زیادی کرد.

دقیقا همین تلاش‌ها بود که باعث افزایش آگاهی‌ در مورد بدنسازی و فیتنس شد. میراث نام‌های بزرگی‌ نظیر یوجین ساندو، گوستاو فرایسنسکی و آنتونی بارکر حتی امروزه نیز فراموش نشده است. اگرچه در ابتدا این مردان با متد‌های رایج تمرینی مواجه بودند، اما آنها کسانی‌ بودند که نحوه تمرین کردن مردم را تغییر دادند. آنها در آن زمان الهام بخش بسیاری از افراد جوان بودند.

این افراد که در استقرار و جا افتادن بدنسازی و وزنه برداری تاثیر زیادی داشتند، همچنین توانستند تا زمان جنگ بزرگ آوازه این ورزش‌ها را حفظ کنند. برخی‌ از آنها حتی پس از جنگ نیز به ارتقا این ورزش پرداختند و کاری کردند که مردم در آن زمان مشقت بار و اندوهگین کاری مثبت در زندگی‌ خود انجام دهند.

 

دوره پیش از استروید (۱۹۳۰-۱۹۶۰)

در قسمت قبل، ما در مورد دوره پیش از مسابقات، شخصیت‌های مهم آن زمان و تاثیری که آن دوره روی بدنسازی گذاشت صحبت کردیم. دوره پیش از مسابقات در کنار دوره پیش از استروید که در ادامه آن است، شکل دهنده بدنسازی آینده بودند و معنی‌ جدیدی را به آن دادند. در این قسمت جزئیات دوره پیش از استروید را بررسی خواهیم کرد و خواهیم گفت که چرا این دوره یکی‌ از شناخته شده‌ ترین عصر‌های تاریخ بدنسازی می‌باشد.

 

مقدمه درباره بدنسازان

همانطور که احتمالا تا کنون از توضیحات قبلی‌ میدانید، در قرن بیستم قطعا فرایند تخصصی شدن و شروع ورزش‌های رقابتی برای توده مردم آغاز شد. یکی‌ از این ورزش‌ها بدنسازی بود. بدنساری در شروع قرن بیستم به محبوبیت بسیار بالایی رسید که دلیل آن ظهور انواع حرکات، انواع تمرینات قدرتی‌ و همچنین عکاسی و ژورنال‌های فیتنس بود.

تمام این فاکتور‌ها میزان سطح استاندارد بدنسازی را افزایش داد و یک فونداسیون قدرتمند برای بدنسازی در تمام مناطق متمدن، از اروپا تا آمریکا بنا کرد. از زمانی‌ که اولین نمایش رسمی‌ بدنسازی با نام (The Great Show) برگزار شد، محبوبیت بدنسازی به سرعت افزایش پیدا کرد، مخصوصا به دلیل افزایش محبوبیت نمادهایی نظیر یوجین ساندو.

در دوره ای که بدنسازی به عنوان یک ورزش به محبوبیت زیادی رسیده بود، سخت نبود که افراد به آن علاقه مند شوند و تمرینات را شروع کنند. و اینگونه بود که دقیقا دوره قبل از استروید شروع شد، در این دوره مردم مکرر به نمایش‌های بدنسازی میرفتند، در باشگاه‌های فیتنس ثبت نام میکردند و شروع به گسترش فرهنگ بدنسازی کردند و امیدوار بودند تا در یک موقعیت عالی‌ بتوانند فیزیک‌های بدنی خود را در یک رقابت به نمایش بگذارند. اگرچه در آن زمان برخی‌ جوایز خوب نیز برای بهترین بدن (گاهی‌ تا ۲۵۰۰ دلار هم میرسید) و مجسمه طلایی ساندو در نظر گرفته میشد، مساله افتخار و غرور مهم‌ ترین دلیلی‌ بود که بدنسازان میخواستند معروف شوند و توسط مردم شناخته شوند.

 

دوره پیشرفت‌های عظیم

قرن بیستم با چیزهایی بسیار فراتر از تلاش‌ها در جهت ارتقای بدنسازی شناخته میشود. اگرچه بدنسازی نیز مشخصا در کنار بسیاری از پیشرفت‌های چشمگیر در سطح جهان نیز در آن زمان ارتقا خوبی‌ پیدا کرد. بسیاری از این پیشرفت‌ها حاصل تلاش‌های پزشکی‌ بود، که در آن زمان سرطان، بیماری‌های قلبی و بسیاری از بیماری‌های عفونی‌ به شکل علمی‌ مورد آنالیز قرار گرفتند و تا حدی نیز درمان شدند. به دلیل جنگ و گرسنگی، مبارزه اصلی‌ در این دوره عمدتا مربوط به مقابله به این بیماری‌ها و روش‌های درمانی میشد.

در این دوره دو مرد تاثیر بسیار زیادی روی بدنسازی داشتند، اگرچه آنها کیلومتر‌ها از هم دور بودند و در دو نقطه کاملا متفاوت در جهان زندگی‌ میکردند. این دو نفر ویلجالمور استفانسون و روبرت مک کریسون بودند. این دو مرد فلسفه خود در مورد اهمیت رژیم غذایی مغذی را گسترش دادند و باعث شدند چیزی که ما اکنون به عنوان علم رژیم‌های بدنسازی میشناسیم شکل بگیرد. آنها با بررسی سالم‌ ترین انسان‌های روی کره زمین و روش آنها در بدنسازی، سبک‌های تغذیه ای افراد را مورد پژوهش قرار دادند و در آخر چندین مدل رژیم غذایی ارائه کردند که تضمین کننده سلامت افراد بود.

 

بدنسازی بدون استفاده از استروید

دستاورد‌های ذکر شده در بالا در زمینه فیتنس و تغذیه قطعا باعث شد تا این دوره به عنوان یکی‌ از پاک ترین، سالم‌ ترین و پیشرفته‌ ترین دوره‌های تاریخ بدنسازی نام بگیرد. بدون مصرف هیچ ماده شیمیایی یا چیز دیگر، بدنسازی در آن دوره کاملا طبیعی بود و میشد قدرت واقعی عضلات و پتانسیل واقعی افراد در بدنسازی را به وضوح دید.

تنها به همین دلیل، بسیاری از افراد این دوره را یکی‌ از مهم‌ ترین دوران تاریخ بدنسازی میدانند. بدنسازان آن دوره که همچنین با نام “ بدنسازان قدیمی‌ “ قبل از دوره استروید نیز شناخته میشدند، بدنسازانی کاملا طبیعی بودند که رژیم‌های غذایی و برنامه تمرینی آنها نمونه‌های بسیار عالی‌ محسوب میشدند و به همه نشان دادند که یک ژنتیک واقعی چه قدرتی‌ میتواند داشته باشد.

 

برنار مک فادن (۱۸۶۸-۱۹۵۵) به عنوان پدر بدنسازی طبیعی (قبل از استروید)

قرن بیستم را دوره ظهور بدنسازی مدرن میدانند، اما همچنین دوره بدنسازی طبیعی نیز بود که در آن تمرینات سنگین فیزیکی‌ و تمرینات قدرتی‌ بدون مصرف هیچ مکمل غیر معمولی‌ انجام میشد. اگر مردی باشد که هنوز هم تاثیر او از دوره قبل از استروید باقی‌ مانده باشد، آن فرد کسی‌ نیست جز برنار مک فادن.

مک فادن که یک میلیونر خود ساخته و همچنین پدر بنیانگذار بدنسازی نیز بود، تاثیر مستقیمی‌ روی محبوبیت فرهنگ بدنسازی در آمریکا داشت. از یوگا گرفته تا رژیم‌های غذای‌ خام، او تنها در مورد انجام حرکات طبیعی، تکنیک انجام تمرینات قدرتی‌ و برنامه‌های غذایی صحبت میکرد که نتیجه آن چیزی جز ساخت بدنی طبیعی و خوش فرم نبود.

به دلیل کارهایش، مک فادن در صد‌ها مجله فیتنس و همچنین مسابقات (US Weekly) و (Mr. America) حضور پیدا کرد، مسابقاتی که باعث دیده شدن شخصیت کاریزماتیک و جذاب او شد. مک فادن در زمینه بدنسازی دانش بسیار زیادی داشت و هیچگاه از اشتراک گذاری اطلاعات خود با مردم خسته نشد. او دائما در تلاش بود تا به همه نشان دهد که سلامت بدن تا چه اندازه برای بدن و روح انسان مهم است و به آنها میگفت که چگونه باید از طریق ورزش صحیح و تغذیه مناسب به آن نقطه رسید.

بهترین چیز در مورد مک فادن عشقی‌ بود که مردم به او داشتند که این امر هم عمدتا به دلیل دانش و تئوری هایی بود که او صادقانه عرضه میکرد و هیچ چیز جعلی و ریاکارانه در آنها نبود تا به این طریق افراد مشتاق و سخت کوش بتوانند به فیزیک بدنی سلامتی‌ دست یابند.

برخی‌ از مهم‌ ترین تئوری هایی که مک فادن بیان کرد به شرح زیر است :

 

  • سم‌ها و سطح پایین مواد مغذی در خون عامل اصلی‌ امراض می‌باشند.
  • اگر خون انسان تصفیه شود و سطح مناسبی از مواد مغذی در آن جریان داشته باشد، بدن میتواند در برابر تمام بیماری‌ها مصون شود.
  • هر رژیمی‌ باید حاوی میوه‌های تازه، سبزیجات و غلات کامل باشد زیرا که این تنها راه رسیدن به سلامتی‌ می‌باشد.
  • نان سفید یکی‌ از بد‌ترین چیزهایی است که یک فرد میتواند بخورد.
  • سیستم ۳ وعده تغذیه در روز بسیاری از مردم را به کشتن داده است.
  • روزه داری یک روش عالی‌ برای رسیدن به بدنی کم چرب و افزایش سلامت ارگان‌های بدن می‌باشد.
  • نوشیدن شیر کامل یک عادت فوق‌العاده می‌باشد، بدون هیچگونه انجام عمل پاستوریزه و هموژنیزه کردن
  • هر فردی نیازمند انجام ورزش منظم می‌باشد، و پیاده روی یکی‌ از کارامد‌ترین ورزش‌ها می‌باشد.
  • انجام ورزش‌های سبک یا تمرینات با وزنه سبک یک راه عالی‌ برای شروع بدنسازی میشد.

 

با دیدن تمام این تئوری ها، به آسانی میفهمیم که برنار مک فادن میدانسته در حال انجام چه کاری می‌باشد و چگونه باید برنامه‌های طبیعی خود برای بهبود بدن و ذهن را ارتقا دهد. تئوری‌های او را می‌توان با جزئیات کامل در کتاب هایی که خودش نوشته یافت، برخی‌ از آنها را هنوز هم می‌توان به صورت رایگان از وبسایت اش دریافت کرد. به دلیل تمام کار‌ها و دانشی که به اشتراک گذاشت، از مک فادن امروزه به عنوان یک راهنمای واقعی در بدنسازی آمریکایی یاد میشود.

 

دوره نقره ای بدنسازی

اگرچه بسیاری از افراد این دوره از بدنسازی را با نام دوره قبل از استروید میشناسند، بسیاری از افراد از این دوره با نام دوره نقره ای بدنسازی نیز یاد میکنند، عمدتا به این دلیل که دوره طلایی بدنسازی پس از این دوره شروع شد (از دهه ۷۰ میلادی به بعد). در طول این دوره، تمرینات جزی از سبک زندگی‌ افراد و افزایش سلامتی‌ هدف اصلی‌ بسیاری از مردم بود، چه بدنسازان حرفه ای و چه افراد معمولی‌ که در طول سال میخواستند در شرایط بدنی خوبی‌ باشند.رقابت‌ها تقریبا در هر آخر هفته در پلتفرم‌های مختلف برگزار میشد و گاهی‌ اوقات مقر برگزاری این رقابت‌ها در سالن‌های ورزشی ای بود که دیگر ورزش‌ها نیز هم زمان به شکل تفریحی در آن جریان داشت.

بدنسازی بانوان نیز جزئی از این رقابت‌ها بود که این امر باعث افزایش روحیه افراد در جهت ارتقا سلامت ذهن و جسم در هر دو جنس مرد و زن میشد. همانطور که قبل تر هم بیان شد، یکی‌ از محبوب‌ ترین رقابت‌های بدنسازی در آن زمان مسابقات مستر آمریکا با مدیریت برنار مک فادن بود. در این رقابت نام هایی نظیر برت گودریش، رولند اسماکر، جان گریمک، فرانک لیت، جولز بیکان، استیو استانکو و دیگران نیز دیده میشود. تمام این مردان باعث شدند تا دوره پیش از استروید (عصر نقره ای) در بدنسازی تبدیل به یکی‌ از دوره هایی شود که به سرعت پیشرفت پیدا کرده است و این دوره بود که کمک کرد بدنسازی صرفا به عنوان یک تفریح به ورزشی که امروزه تبدیل شده است تغییر مسیر دهد.

 

رقابت‌های مستر آمریکا

رقابت‌های مستر آمریکا اولین مسابقه ای بود که توسط اتحادیه ورزشکاران آماتور سازماندهی میشد و اولین رقابت رسمی‌ بدنسازی در آن دوره بود. در تاریخ ۴ جولای ۱۹۳۹ اولین باری بود که این رقابت‌ها برگزار شد و به برنده این مسابقات لقب (America’s Best Built Man) داده میشد. این لقبی بود که به برت گودریش و رولند اسماکر داده شد. در سال بعد از آن، این رقابت‌ها کمی‌ تغییر کرد و به برنده لقب معروف “ مستر آمریکا “ داده شد. در آن زمان در مسابقات مستر آمریکا تمام جنبه‌های فرهنگ فیتنس آمریکایی به خوبی‌ رعایت میشد. بر اساس گفته بسیاری از متخصصان در آن زمان، مستر آمریکا رقابتی بود که بر اساس پرستیژ، سنت‌ها و ارزش‌های قدیمی‌ بنا نهاده شد بود تا به وسیله آن نماد‌های جدیدی در دنیای بدنسازی بتوانند ظهور کنند.

در زیر ما دستاورد‌های اصلی‌ در این رقابت را لیست خواهیم کرد و خواهیم گفت که در هر دهه چه افرادی تاثیر گذاری زیادی را داشتند.

 

دهه ۴۰ میلادی بدنسازی

در دهه ۴۰ مسابقات مستر آمریکا در سال‌های اولیه خود بود و اولین نامی‌ که به طور رسمی‌ برنده عنوان مستر آمریکا شد جان گریمک بود که این عنوان را دو سال پشت سر هم تصاحب کرد. در سال ۱۹۴۲، فرانک لیت این عنوان را تصاحب کرد و سپس جولز بیکان، استیو استانکو، کلارنس راس، آلن استفان، استیو ریوس، جرج ایفرمن و جاک دلینگر در سال‌های بعدی این عنوان را تصاحب کردند (۱۹۴۳-۱۹۴۹). دهه ۴۰ همچنین زمان شروع جنگ بین هافمن و ویدر (که در قسمت بعد توضیح داده خواهد شد) نیز می‌باشد و زمانی‌ است که جان و بن ویدر شروع به جایگزینی (IFBB) به جای (AAU) کردند که اصالتا توسط هافمن تاسیس شده بود.

 

دهه ۵۰ میلادی در بدنسازی

دهه ۵۰ با برنده شدن عنوان مستر آمریکا توسط جان فاربوتنیک شروع شد که یک بدنساز الهام بخش در آن زمان بود. اما به هر حال، جان قادر نبود که این عنوان را برای دو سال پشت سر هم حفظ کند و بعد از او روی هیلیگن، جیم پارک، بیل پرل، دیک دوبویس، استیو کلیسانین، ری شفر، ران لیثی، تام سانسون و هری جانسون در سال‌های بعد این عنوان را کسب کردند (۱۹۵۱-۱۹۵۹).

اگرچه مستر آمریکا تا ۴۰ سال بعد نیز وجود داشت (تا شروع هزاره جدید)، این دوره عموما به دلیل وجود نام‌های ذکر شده در بالا به عنوان بدنسازان طبیعی و بدنسازان دوره قبل از استروید شناخته میشود. در سال ۲۰۱۵، حق برگزاری مسابقات مستر آمریکا توسط بروس ابل خریداری شد و توانست این مسابقات را احیا و میراث آن را ادامه دهد. امروزه، مسابقات مستر آمریکا یک نمایش محبوب می‌باشد که معمولا در آخر هر سال برگزار میشود.

 

کلام پایانی

اگرچه در مسابقات جهانی‌ وزنه برداری در سال ۱۹۵۴ در شهر وینا این شوروی بود که برای اولین بار از استروید‌های آنابولیک استفاده کرد، اما در مسابقات بزرگ قبل از دهه ۶۰ میلادی هیچگونه مصرف استرویدی مشاهده نشد زیرا در آن زمان توده مردم در مورد آنها چیز زیادی نمیدانستند. همچنین این ادعا نیز وجود دارد که اولین قهرمان مستر المپیا یعنی‌ لری اسکات نیز هنگام برنده شدن این عنوان از استروید استفاده کرده بود و اگرچه خود او به این امر اذعان نکرد، اما بعدا گفت که او از استروید نیلوار استفاده کرده است اما زمان مشخص استفاده را اشاره نکرده است.

در نگاه اول، استروید‌ها را می‌توان نقطه عطفی در دوره جدید بدنسازی دانست، دوره ای که دستاورد‌های بسیار زیادی در آن حاصل شده است. اما به هر حال، بسیار مهم است که دوره قبل از استروید را نیز به عنوان یکی‌ از مهم‌ ترین عصر‌های بدنسازی به یاد داشته باشیم زیرا در این دوره بدنسازان به شکل طبیعی از بیشترین پتانسیل و توان ژنی خود بدون کمک گرفتن از هیچ دارویی استفاده میکردند تا بهترین بدن ممکن را بسازند.به همین دلیل، کار بسیار کم یاب و طبیعی بدنسازان آن دوره هنوز هم مورد احترام است و باعث شده است که آن بدنسازان پدر‌های واقعی بدنسازی مدرن باشند.

 

جنگ ویدر و هافمن (۱۹۵۰-۱۹۶۰)

بسیاری از ما قبول داریم که دوره پیش از استروید قطعا میتواند به شکل حقیقی‌ و رسمی‌ آغاز دوره بدنسازی نام بگیرد. اما به هر حال، دوره پس از آن دوره بسیار بزرگ تری برای بدنسازی بود زیرا بدنسازی به عنوان یک ورزش محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرد. کاری که یوجین ساندو در دوره طلوع بدنسازی آغاز کرد، یک دهه بعد از آن دچار تغییرات بسیار قابل توجهی‌ شد. اگرچه مفهوم و فلسفه بدنسازی ثابت باقی‌ ماند، اما جهانی‌ سازی این رشته آسیب‌های خود را به آن وارد کرد و بسیاری از افراد به دنبال سهم خواهی‌ خود طمع بسیاری به خرج دادند.

برخی‌ از نام هایی که در ابتدا به دنبال منافع زیادی بودند امروزه به عنوان پدران دوره استروید شناخته میشوند، یعنی‌ دوره ای که بدنسازی به عنوان یک ورزش رسمی‌ گسترش پیدا کرد و محبوبیت بسیار عظیمی‌ به دست آورد. جدایی از شایعاتی که این دوره را بسیار فاسد میدادند، میتوانیم از باب هافمن و جو ویدر به خاطر تاثیر گذاری خود در بدنسازی متشکر باشیم زیرا که آنها نام بدنسازی را بسیار محبوب کردند.

 

بدنساز معروف جان گریمک و رابطه او با هافمن

بعد از اولین مسابقه رسمی‌ بدنسازی در سال ۱۹۳۹ که تحت نام (America’s Best Built Man) برگزار شد (که بعدا به مستر آمریکا تغییر نام داد)، محبوبیت بدنسازی شروع به افزایش کرد. سازمان اصلی‌ برگزار کننده مسابقات در آن زمان (AAU) بود. (AAU) تنها بدنسازان را بر اساس فیزیک بدنشان قضاوت نمیکرد، بلکه میزان عملکرد آنها در لیفت وزنه‌ها را نیز جداگانه طبقه بندی میکرد. برای اینکه یک بدنساز پیروز شود، او میبایست در هر دو رویداد خوب عمل کند و به همه نشان دهد که یک ورزشکار همه فن حریف می‌باشد.

جان گریمک اولین بدنساز/وزنه برداری بود که تبدیل به یک چهره معروف (سلبریتی) در بدنسازی و الهام بخش بسیاری از مردم شد. بعد از اینکه دو بار پشت سر هم برنده مستر آمریکا شد، او به عنوان یک نماد در دنیای بدنسازی رشد کرد. یکی‌ از طرفدارن او یک مبلغ ورزشی و کارآفرین به نام رابرت باب هافمن بود. هافمن در مجموع علاقه زیادی به پول و تجارت داشت و در اینجا یک فرصت فوق‌العاده دید.

 

از سردبیر مجله تا یک میلیونر خود ساخته : ظهور باب هافمن

باب هافمن که پیشتر به خاطر مجله اش (Strength & Health) شناخته میشد، در دنیای بدنسازی هم فعال بود. او میدانست که چطور الهام بخش مخاطبان خود باشد و نام‌های بزرگ بدنسازی را معروف کند. هافمن پتانسیل عظیمی‌ را در گریمک به عنوان یک نماد بدنسازی دید و از این موقعیت استفاده کرد و با فروش هالتر و ست‌های وزنه به طرفداران مشتاق سود عظیمی‌ را به دست آورد. بر اساس برخی‌ منابع، هافمن بیش از ۳۰۰۰۰۰ ست وزنه و بسیاری برنامه تمرینی تا سال ۱۹۴۶ به فروش رساند که این امر میلیون‌ها دلار برای او سود دهی‌ داشت.

البته هافمن تنها با این میزان موفقیت نسبی‌ بازنشسته نشد. به جای اینکار، او یک ایده بسیار عالی‌ دیگر را در سر میپروراند. بلافاصله پس از موفقیتی که از طریق ارتقا جان گریمک کسب کرد، هافمن یک جنبش بزرگ در زمینه سلامتی‌ در آمریکا به وجود آورد، به شکلی‌ که او پیشتاز فروش و ارتقا محصولات غذایی به مشترکان مجله اش در آن زمان بود.

(Hi-Proteen) نام اولین محصول او بود، مکملی که بر پایه آرد دانه سویا و مقدار زیادی شیرین کننده بود که هدف آن افزایش سریع رشد عضلات تعیین شده بود. این فرمول جادویی در آن زمان فروش بسیار خوبی‌ داشت اما این محصول نبود که صنعت غذایی بدنسازی را وارد سطح جدیدی کرد.

هافمن این موضوع را فهمید و شروع به سرمایه گذاری برای توسعه دیگر فرمول هایی کرد که پیشرفت خود را تضمین کند .یکی‌ از آنها تستوسترون و تمرینات ایزومتریک بودند که این سبک تمرینی را به عنوان بهترین روش تمرین به عموم معرفی‌ کرد. این سبک تمرینی در مقاله ای به نام (The Most Important Article I Ever Wrote) توسط هافمن نگارش شد. هافمن تیمی از افراد داشت که اینگونه محصولات را به عموم عرضه میکردند و فرایند سود دهی‌ هافمن از این طریق سرعت میگرفت. از جمله این افراد می‌توان به لوییس ریکل و بیل مارش اشاره کرد، دو بدنسازی که ظاهرا در آن زمان از استروید استفاده میکردند، اما تبلیغ کننده مکمل‌های سلامتی‌ و متد‌های تمرینات قدرتی‌ نیز بودند. آنها چندین بار به مصرف استروید متهم شدند، حتی در یک مقاله نوشته شده توسط مربی‌ بیل استار با نام (Isometric Farce) به این موضوع پرداخته شد.

 

گامی‌ رو به جلو برای بدنسازی – رقابت هافمن و ویدر

در این نقطه از تاریخ بدنسازی، یک بیزینسمن فوق‌العاده دیگر نیز وجود داشت که مایل بود بدنسازی را وارد سطح جدیدی کند. نام او ژوزف ادوین ویدر بود که با نام جو ویدر شناخته میشد. جو ویدر به سرعت تبدیل به یک رقیب برای هافمن شد و ظاهراا در آن زمان درگیر چندین کشمکش سریالی نیز با هم بودند. جنگ بدنسازی در این دوره از لحاظ ماهیت بسیار مشابه با نبرد‌های مدرن تکنولوژی امروزی بود. مثلا می‌توان اپل و سامسونگ را در نظر گرفت. هافمن و ویدر دو شخصیت اصلی‌ در این جنگ برای کسب درامد بیشتر بودند.

جالب‌ ترین نکته از این جنگ فوق‌العاده این بود که هم هافمن و هم ویدر مردانی بسیار مغرور بودند و اشتیاقی بسیار در کسب درآمد داشتند. هر دو این مردان تاکید ویژه ای روی پیروزی داشتند اما از استراتژی‌های تجاری متفاوتی از هم استفاده میکردند. در حالی‌ که هافمن مصمم بود که نشان دهد که خط تولید محصولاتش باعث افزایش قدرت کاربردی در افراد میشود، اما ویدر بیشتر می‌خواست که خود را به عنوان یک متخصص معرفی‌ کند. او سیستم تمرینی مخصوص به خود را طراحی کرد و نام آن را “ سیستم بدنسازی ویدر “ گذاشت.

با کمک برادرش، ویدر توانست سازمان بیل المللی بدنسازی و فیتنس (IFBB) را تاسیس کند. ویدر به سرعت در دنیای بدنسازی خود را ترقی‌ داد. مشخصا، هدف او این بود که رسما به عنوان پدر بدنسازی شناخته شود، بر خلاف هافمن و سازمانش یعنی‌ (AAU). اینطور به نظر می‌رسد که جو ویدر در این راه موفق بوده است عمدتا به این دلیل که امروزه می‌توان دید مهم‌ ترین سازمان حاکم بر بدنسازی (IFBB) می‌باشد.

 

تکتیک‌های رسانه ای اتخاذ شده توسط ویدر و هافمن

هم ویدر و هم هافمن میدانستند که تنها راه برای شعله ور نگه داشتن آنش مبارزه این است که ایدئولوژی خود را از طریق رسانه‌های مرتبط با بدنسازی ابراز کنند. در همین راستا، ویدر رسانه مخصوص به خود را داشت و انواع محصولات را تبلیغ میکرد و سود بسیاری نیز از این راه کسب میکرد. استفاده از بدنسازان در تبلیغات که ظاهرا مصرف کننده استروید نیز بودند، باعث شد تا فروش محصولات دارای ارزش پایین رونق پیدا کند.

هافمن نیز همین روش را در پیش گرفت و مجله و خط تولید خود را راه اندازی کرد. نبرد بین این دو مرد بر اساس ادعا‌های فریبنده و نشر مطالبی‌ در جهت بی‌ ارزش دانستن محصولات کمپانی مقابل ادامه پیدا کرد. این رویه همینطور ادامه پیدا کرد و ویدر و هافمن توانستند محصولات خود را با تبلیغات فریبنده بیش از پیش به فروش برسانند. برای مثال در تبلیغات این دو کمپانی توسط بدنسازان نامدار این ادعا‌ها مطرح میشد “ این محصول به من کمک کرد که دور بازوهایم را ۲ اینچ و سینه را ۳ اینچ در مدت تنها ۷ هفته رشد دهم. “

هافمن هالتر و محصولات تمرینی مخصوص به خود را داشت، در حالی‌ که ویدر یک دستبند مخصوص را طراحی کرده بود که هدف آن افزایش قدرت بسیار زیاد دست‌ها بود. با استفاده از آرنولد شوارتزنگر، این دستبند‌ها به فروش بسیار بالایی دست پیدا کردند. اگرچه مردم خیلی‌ زود دریافتند که آرنولد دست‌های خود را با کمک آن دستبند‌ها نساخته است، اما تاثیر تبلیغات آن قدر زیاد بود که نمیتوانست این موضوع در فروش آن تغییری ایجاد کند. اما ویدر در این زمینه تنها نبود. ویدر نیز از همان مکانیزمی برای فروش محصولات خود استفاده میکرد که هافمن نیز از آن راه محصولات خود را به فروش میرساند.

مبارزه بین این دو همینطور ادامه داشت و سود سرشاری را نصیب آنها میکرد. هم هافمن و هم ویدر تشنه موفقیت بیشتر بودند. مشخص بود که هیچکدام از آنها در حال بازنده شدن نمیباشد.

 

از دیدگاه “ فیت “ بودن : بهترین‌های دهه ۵۰ و ۶۰

اولین بدنسازی که در سطح جهانی‌ تبدیل به یک ستاره و الهام بخش شد استیو ریوس بود. فیزیک بدنی بسیار فوق‌العاده و صورت جذاب او حتی باعث شد تا او نقش هرکول را نیز بازی‌ کند. ریوس بدنی بسیار کم چرب و تفکیک شده، صورتی‌ جذاب و سرشانه هایی بسیار پهن داشت که همین موضوع باعث میشد کمرش بسیار باریک به نظر آید. ریوس اولین برنده مسابقات مستر یونیورس بود که توسط انجمن ملی‌ بدنسازی هافمن (NABBA) برگزار میشد. این انجمن به شکل استراتژیک در بریتانیا واقع شده بود و هدف آن ارتقا این ورزش در سراسر اروپا بود.

استیو ریوس در راستای این هدف یک راه حل بسیار کامل بود. با ارائه یک تصویر از یک مرد ایده آل، ریوس الهام بخش بسیاری از افراد در اروپا شد تا به تمرین بپردازند و به فیزیک بدنی هرکول مانند او دست یابند. بهترین تعریف در مورد استیو ریوس این بود که هر مردی می‌خواست همانند او شود. از او در مجلات با عناوینی نظیر عضله ساز و مرد آهنین یاد میشد. البته ریوس تنها فرد تاثیر گذار در آن زمان نبود. برنده بعدی (NABBA) رگ پارک بود، بدنسازی از لیدز انگلستان که بدنی حجیم تر و تفکیک شده تر نسبت به ریوس داشت.

بسیاری از رسانه‌ها او را بهترین بدنساز دهه ۵۰ میدانستند و بیل پرل را تنها رقیبی قابل احترام برای او در نظر میگرفتند. سرانجام این مردان در سال ۱۹۷۱ رو در رو با هم رقابت کردند. پرل توانست عنوان اولی‌ را از آن خود کند و رگ پارک در جایگاه سوم جای گرفت. سرجیو الیوا نیز عنوان دومی‌ را کسب کرد.

در آن زمان، بدنسازان زیاد سفر نمی‌کردند. آنها بیشتر تمرکزشان روی رقابت‌های داخلی‌ بود. اما رگ پارک این رویه را تغییر داد و جز اولین افرادی بود که با سفر‌های خود توانست بدنسازان و مردم زیادی را تحت تاثیر خود قرار دهد و آنها را تشویق به پیروی از برنامه‌های خود کند. به همین دلیل، در بسیاری از کشور‌ها نظیر ایتالیا او مورد تقدیر قرار میگرفت، جایی‌ که او در اوایل دهه ۶۰ میلادی سری فیلم‌های هرکول را بازی‌ کرد.

 

تغذیه، تمرین، رقابت، تکرار : سرگذشت یک بدنساز در دهه ۵۰ و ۶۰

دنیای بدنسازی همچنین توسط افرادی نظیر کلنزی راس، جرج ایفرمن، لو دگنی، دیک دوبویس و بسیاری دیگر تحت تاثیر زیادی قرار گرفت. این مردان پیشگامان اصلی‌ بدنسازی بودند. تمرین سبک زندگی‌ آنها بود. این مردان همچنین برای سلامتی‌ تمرین میکردند و رسیدن به فرم ایده آل برای روز مسابقه برای آنها سختی زیادی نداشت. هر کدام از این نماد‌های بدنسازی به سختی تمرین میکردند و در آخر هفته‌ها و در طول سال همیشه در حال رقابت بودند. این همان تصویری بود که هافمن و ویدر از بدنسازی در سر داشتند و این روند را اجرایی کردند.

در طول همین زمان بود که بخش بدنسازی بانوان نیز ریشه گرفت. مسابقات نمایشی آنها در آمریکا شروع به کار کرد. در آن زمان زنان علاقه مند آپارتمان‌های بزرگی‌ را اجاره میکردند تا علاوه بر زندگی‌ بتوانند تمرین کنند، که به این مکان‌ها (Muscle House) گفته میشد. این زنان که با هم تمرین، تغذیه و زندگی‌ میکردند مسیر ورزش بدنسازی برای بانوان را شکل جدیدی دادند، اگرچه آنها در رسانه‌ها آن چنان محبوب نبودند.

گام بزرگ برای (NABBA) این بود که آنها مسابقات مستر یونیورس را به دو بخش تقسیم کردند، دسته حرفه ای و دسته آماتور، که هر دو دسته انواع مختلفی‌ از بدنسازان را در خود جای میداد. در هر دو دسته از ۱۰۰ بدنساز برتر در جهان دعوت میشد تا با هم رقابت کنند. این رویداد هر ساله در لندن برگزار میشد.

 

کلام پایانی

جدایی از اینکه هافمن و ویدر از یکدیگر خوششان نمی‌آمد، اما هر دو آنها مصمم بودند که بدنسازی را تبدیل به هدفی‌ کنند که عموم مردم به دنبال آن باشند. همچنین عطش درآمد زایی و کسب افتخار آنها باعث شد که بدنسازی رو به جلوتر گام بردارد و مزایای سلامتی‌ این ورزش بیش از پیش مشخص شود. علیرغم جنگ‌ها و دعواهایی که هافمن و ویدر همیشه با هم داشتند اما نمی‌توان از این حقیقت چشم پوشید که تلاش این دو با هم باعث پیشرفت چشمگیری در این دوره شد و بدنسازی را وارد سطح جدیدی کرد و آنها نیز تبدیل به پیشگامان اصلی‌ در جهت ساخت بدنی بهتر شدند. اما چیزی که بیشترین اهمیت را دارد این است که میراثی که از خود به جای گذاشتند همچنان باقی‌ است، اما کسی‌ آن اضهارات غیر شفاف، ادعا‌ها و شایعات علیه همدیگر را به یاد نمیاورد. این حقیقتی است که در دنیای بدنسازی ارزش زیادی دارد و بسیاری قدردان این موضوع هستند.

 

ظهور المپیا

همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، اواسط قرن بیستم زمان اوج بدنسازی به شکلی‌ که امروزه آن را میشناسیم بود. دلیل این امر عمدتا به خاطر پیشگامانی بود که باعث ترقی‌ و شناخت بیشتر این ورزش شدند. کاری که هافمن و ویدر در دهه ۵۰ و ۶۰ انجام دادند باعث محبوبیت بدنسازی شد، به طوری که مردم از همه نژاد‌ها و ملیت‌ها توجهشان به این سمت جلب شد. اما به هر حال، طرفداران این ورزش بیشتر توسط بدنسازانی تحت تاثیر قرار گرفتند که بعد از این زمان ظهور کردند. از جمله این افراد می‌توان به لری اسکات، سرجیو الیوا و آرنولد شوارتزنگر اشاره کرد، که همگی‌ آنها متعلق به عصر طلایی بدنسازی هستند که از اوایل دهه ۷۰ شروع شد.

خلق مسابقات مستر المپیا مهم‌ ترین گامی‌ بود که در جهت افزایش محبوبیت بدنسازی برداشته شد، به صورتی‌ که این رویداد فوق‌العاده هر ساله هزاران نفر را جذب خود می‌کند. اما، شروع واقعی دوره المپیا به ۱۹۵۸ بر میگردد، یعنی‌ بعد از معرفی‌ استروید خوراکی دیانابول.

 

خلاصه ای از تاریخ دیانابول و تاثیری که گذاشت

استروئید خوراکی متاندروستنولون ( دیانابول ) اولین بار توسط (Zeigler Bros) که یک کمپانی مکمل‌های غذایی بود در دهه ۶۰ میلادی عرضه شد. دیانابول به عنوان مشتقی از تستوسترون دارای خواص آنابولیک بالا و مقداری خواص آندروژنیک بود. به محض اینکه این استروید آماده عرضه شد (۱۹۵۸)، به سرعت بسیاری از ورزشکاران خواهان دریافت این استروئید آنابولیک بودند.

اما به هر حال، قطعا این دیانابول نبود که باعث محبوبیت مستر المپیا شد. این دوره زمانی‌ بود که اولین نماد‌های بدنسازی در اواسط دهه ۶۰ میلادی ظهور کردند. در طول این دوره بود که رقابت‌های مستر المپیا به شکل رسمی‌ معرفی‌ شد.

 

مستر المپیا : شروع اولین مسابقه بدنسازی در مقیاس بزرگ

همه چیز از جو ویدر و دیدگاهش مبنی بر تبدیل بدنسازی از یک سرگرمی به یک ورزش واقعی شروع شد. به همین دلیل بود که او رقابت‌های مستر المپیا را ایجاد کرد و ورزش بدنسازی را وارد سطح جدیدی کرد. نتیجه آن رقابت هایی همه جانبه با جوایز قابل توجه بود. بر اساس برخی‌ شایعات، تاسیس مستر المپیا دقیقا زمانی‌ شروع شد که جو ویدر و لری اسکات در یک رستوران مشهور نشسته بودند و درباره بدنسازی شروع به صحبت کردند. هنگام صرف شام، اسکات به ویدر میگوید که او دیگر انگیزه ای برای شرکت در مسابقات بیشتر ندارد و اینکه همه عناوین بزرگ را از آن خود کرده است (مستر یونیورس و مستر آمریکا). کاری نبود که برای انجام دادن باقی‌ مانده باشد.

جو ویدر به عنوان یک رویا پرداز بزرگ شناخته میشد. او ساعت‌های بی شماری را صرف مطالعه فرصت ها، مرور رقابت‌های موجود و آنالیز نقاط ضعف و کمبود‌ها کرد. ظاهرا، مسابقات مستر المپیا تنها چیزی بود که در آن زمان کمبود آن احساس میشد و تنها چیزی بود که میتوانست آینده این ورزش را بهبود دهد. و اینگونه بود که اولین رقابت المپیا متولد شد.

اولین نسخه رقابت مستر المپیا در سپتامبر ۱۹۶۵ در آکادمی معروف موزیک بروکلین برگزار شد. اکثر برندگان عنوان مستر یونیورس در این رقابت حضور داشتند، تا هم برنده جایزه نقدی شوند و هم عنوان با ارزش آن را کسب کنند.

 

دیو دراپر

اولین نفر از بدنسازانی که در دوره ظهور المپیا میتوان از او نام برد دوید (دیو درایپر) دراپر می‌باشد، او یک بدنساز حرفه ای بود که به شکل فعالی‌ در دهه ۶۰ رقابت میکرد. دراپر همچنین به دلیل حضورش در فیلم‌ها و روش خاص تغذیه اش نیز معروف بود. در حالی‌ که هیچ فردی در آن زمان به تغذیه صحیح اهمیت زیادی نمیداد، چه از دیدگاه غذا‌های سالمی که میخورند و چه شمارش تعداد کالری ها، اما دیو روشی‌ متفاوت داشت. او مبلغ یک روش متعادل بود که در آن غذا‌های بی‌ ارزش حذف شده بودند. دیو دراپر به خوبی‌ تمرین و استراحت میکرد و بسیار سخت کوش بود.

تمرکز برنامه غذایی دراپر روی اجتناب از مصرف مواد غذایی مضر و نوشیدنی‌‌های سرشار از چربی‌ بود و از طرفی‌ هم تمرکز روی مصرف کربوهیدرات‌های پیچیده و منابع پروتیینی کامل برای صبحانه داشت. متد تغذیه ای او به این شکل بود که هر ۳ تا ۴ ساعت یک وعده غذایی میبایست مصرف میشد و میزان مصرف پروتئین میبایست بیشتر از کربوهیدرات میبود. دراپر همچنین به دلیل تاثیرش روی اهمیت خواب و نوشیدن آب کافی‌ نیز شناخته میشود.

رعایت همین موارد برنده شدن در چندین رقابت را برای دیو دراپر آسان کرده بود، از جمله مستر آمریکا (۱۹۶۵) و مستر یونیورس (۱۹۶۶). این مقطع زمانی‌ بود که دراپر وارد سینما نیز شد و در فیلم‌های زیادی به عنوان یک نماد حقیقی‌ بدنسازی در دهه ۶۰ میلادی ظاهر شد. چیزی که در مورد دیو دراپر بسیار جالب است این است که او هیچگاه برنده عنوان مستر المپیا نشد. و اگرچه شایعاتی وجود دارد که عنوان میدارند عرصه سینما انگیزه او را کاهش داده بود، اما دیو دراپر همچنان به عنوان یک بدنساز در یاد‌ها مانده است. هم اکنون نیز یک وبسایت به نام او به شکل فعال کار می‌کند و توسط کمک‌های او مدیریت میشود.

 

لری اسکات : اولین برنده مستر المپیا و برنده تمام رقابت ها

تا زمان اولین مسابقه مستر المپیا، مردم از قبل در مورد لری اسکات و دستاورد‌هایش در این ورزش میدانستند. او که در برابر هارولد پول و ارل مینارد رقابت کرده بود، می‌خواست بدنسازی را به سطح بالاتر ببرد و توانست اولین عنوان و مبلغ ۱۰۰۰ دلار را به عنوان جایزه دریافت کند. و روال کار تا امروز نیز به همین شکل بوده است (۱۸ سپتامبر ۱۹۶۵). لری تمام افتخارات را به دست آورد. بعد از پیروزی در این رقابت، او از سالن مسابقات خارج و جمعیت هیجان زده را ترک کرد.

مستر المپیا چهارمین عنوان مهمی‌ بود که اسکات دریافت میکرد و پیشتر عناوین مستر آمریکا، مستر ورلد و مستر یونیورس را نیز تصاحب کرده بود. در این زمان، جو ویدر دریافت که لری اسکات یکی‌ از منحصر به فرد‌ترین نماد‌های ورزش بدنسازی می‌باشد و برای رشد این ورزش نیاز به حضور ثابت او دارد.

در سال ۱۹۶۶، مسابقات مستر المپیا دوباره در آکادمی موزیک بروکلین برگزار شد و قهرمان قبلی‌ مسابقات دوباره این عنوان را تصاحب کرد. لری اسکات توانست این عنوان را برای بار دوم تصاحب کند و در همین زمان او بازنشستگی خود را از ورزش بدنسازی اعلام کرد تا به این ترتیب میراث او برای نسل‌های بعد باقی‌ بماند.

اگرچه مردم او را میشناختند، اما خیلی‌ زود برای لری القاب زیادی به دلیل سلطه اش در آن زمان درست شد. او با نام‌های مستعار “ افسانه “ و “ پسر طلایی “ نیز شناخته میشد. در آن زمان لری اسکات شانس خود در سینما را نیز امتحان کرد و یک نقش کوچک در سال ۱۹۶۴ در فیلم (Muscle Beach Party) بازی‌ کرد. چیزی که مردم بیش از همه در مورد لری اسکات تحسین میکنند حجم عضلات دست او و مخصوصا جلو بازو‌های کشیده اش بود. او حتی حرکت مخصوصی را برای جلو بازو به نام جلو بازو پریچر که بعد‌ها به نام جلو بازو اسکات یا جلو بازو لاری معروف شد. این امر نیز بیش از پیش باعث محبوبیت او شد.

از تلوزیون گرفته تا مجلات، او به شکل منظم در تمام رسانه‌های منتسب به جو ویدر حضور پیدا میکرد. به دلیل محبوبیت بسیار زیاد لری، او حتی در سال ۱۹۷۹ قبل از بازنشستی قطعی‌ خود در سال ۱۹۸۰ دوباره به صحنه مسابقات بازگشت. علیرغم جوان بودن (۲۸ ساله در آن زمان) که باعث شوک همه نیز شده بود، اسکات تصمیم گرفت پس از فتح تمام عناوین اصلی‌ بدنسازی به حرفه خود پایان دهد.

 

سرجیو الیوا : افسانه ای از کوبا

با خروج لری اسکات از صحنه مسابقات، در مستر المپیا سال ۱۹۶۷ نام‌های جدید و هیجان انگیزی پا در صحنه رقابت‌ها گذاشتند. محل برگزاری همان مکان سابق بود، اما برنده این بار فرد دیگری بود. سرجیو الیوا در این رقابت عنوان سومی‌ و ۱۰۰۰ دلار جایزه را کسب کرد. سرجیو که متولد کوبا بود، در کودکی همراه پدر خود در مزارع نیشکر کار میکرد. استعداد او توسط یکی‌ از ساکنین بومی شناسایی شد و او سرجیو را به باشگاه وزنه برداری برای تمرین دعوت کرد. خوشبختانه پس از ۶ ماه تمرین سخت، الیوا دریافت که او توانائی‌های لازم برای شرکت در اولین مسابقه رسمی‌ خود را دارد.

به شکل جالبی‌، دوره سلطه الیوا با یک خوش شانسی‌ شروع شد. در آن زمان آلبرتو ری گیمز هرناندز دچار آسیب دیگی شده بود و به شکل جالبی‌ در مسابقات آمریکای مرکزی و کاراییب در کینگستون، جامایکا در سال ۱۹۶۲ عنوان دومی‌ را کسب کرد. این یک نقطه شروع بسیار خوب برای الیوا بود زیرا که او وارد دنیای حرفه ای بدنسازی شده بود.

الیوا با دانستن شرایط سخت کوبا و پس از پیروزی فیدل کاسترو در جنگ، غیر ممکن بود که بتواند در آن زمان به آمریکا مهاجرت کند. اما به هر حال، در طول مدتی‌ که در جامایکا بود او با گول زدن سربازان مرزی و دوندگی با حداکثر توان توانست خود را به کنسولگری آمریکا برساند و این زمانی‌ بود که او پناهندگی سیاسی دریافت کرد. این امر سرجیو را قادر ساخت تا با بدنسازان حرفه ای آمریکا رقابت کند.

الیوا سپس شروع به کار در کارخانه فولاد کرد و در اعماق وجود خود میدانست که برای رقابت با حرفه ای‌ها چه زحماتی باید بکشد. پس از پیروزی در اولین رقابت بدنسازی در شیکاگو (۱۹۶۳)، او همچنین برنده مسابقات مستر ایلینویز در سال ۱۹۶۴ نیز شد. به دلیل این دستاورد ها، او توسط (IFBB) زیر نظر بود و با شرکت در مسابقات حرفه ای مستر ورلد و مستر یونیورس توانست برنده هر دو عنوان شود. بعد از آن، سرجیو الیوا چهره اصلی‌ مستر المپیا شد و توانست سه سال پشت سر هم این عنوان را تصاحب کند.

الیوا خیلی‌ زود عنوان “ اسطوره “ را به دلیل حجمش دریافت کرد. الیوا شکست ناپذیر و اعتماد به نفس بسیار بالایی داشت. اینطور به نظر میرسید که شکست دادن او غیر ممکن است، البته تا مسابقات ۱۹۷۱ و زمانی‌ که آرنولد شوارتزنگر توانست اولین عنوان مستر المپیا خود را تصاحب کند. اگرچه الیوا در سال قبل از آن (۱۹۷۰) آرنولد را شکست داده بود، اما آرنولد در نهایت توانست به سلطه سه ساله الیوا پایان دهد.

 

کلام پایانی

با قطعیت می‌توان گفت که دوره دهه ۶۰ میلادی را می‌توان به دلیل خلق مسابقات مستر المپیا به یاد آورد. این رقابت استاندارد‌های بدنسازی را ارتقا داد و به بهترین بدنسازان این شانس را داد که در برابر هم رقابت کنند. مسابقات مستر المپیا که دارای قوانین سختگیرانه و متد‌های جدیدی بود، توانست بدنسازی را وارد یک سطح دیگر کند و پله ترقی‌ افرادی نظیر لری اسکات و سرجیو الیوا در دهه ۶۰ باشد و همچنین پایه گذار موفقیت بسیاری دیگر در سال‌های بعد از آن بود.

 

دوره آرنولد (پامپینگ آیرون) – شروع دوره طلایی

در دهه ۷۰ میلادی، بدنسازی چیزی فراتر از یک ترند و قطعا چیزی فراتر از یک ورزش شده بود. برای بسیاری، بدنسازی یک روش زندگی‌ بود. مردم که از اسطوره‌ها و فیزیک‌های بدنی حرفه ای در این ورزش الهام میگرفتند، به دنبال سوپرستار بعدی بودند که او را مورد تمجید و ستایش قرار دهند.

و در این زمان بود که مردی جوان از اتریش پا به عرصه بدنسازی گذاشت. اگرچه در اولین تلاش خود برای کسب مستر المپیا شکست خورد، اما در سال دوم توانست با شکست سرجیو الیوا و خاتمه دادن به سلطه سه ساله او این عنوان را کسب کند. همانطور که احتمالا حدس زده اید ما در حال صحبت در مورد آرنولد شوارتزنگر میباشیم که به عنوان یکی‌ از پدران بدنسازی و یکی‌ از معروف‌ ترین شخصیت‌های این ورزش شناخته میشود.

 

آرنولد شوارتزنگر (بلوط اتریشی‌) – اولین پیشگام

آرنولد آلویز شوارتزنگر (متولد ۱۹۴۷) در یک روستای کوچک در اتریش متولد شد. کودکی او پر از فعالیت‌های ورزشی می‌باشد. آرنولد فوتبال بازی‌ میکرد و در کنار آن ورزش‌های دیگری را نیز ادامه میداد، اما هنگامی که در ۱۴ سالگی یک هالتر را بلند کرد بدنسازی را به عنوان رشته اصلی‌ خود برگزید.

آرنولد در وبسایتش میگوید که او تمرینات سنگین را با دن فارمر در سن ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۵ سالگی نیز شروع به مطالعه مباحث روان شناسی‌ کرد. همین موضوع بعدا آرنولد را قادر کرد تا قدرت ذهنیش را بسیار بالا ببرد و دوره حرفه ای و رقابت‌های خود را آغاز کند. بعد از رفتن به باشگاه‌های بدنسازی در شهر گراتز اتریش و همچنین بعد از دیدن بدنسازان حرفه ای نظیر استیو ریوس، رگ پارک و جانی ویسمولر در سینما، آرنولد نیز تصمیم گرفت که به جمع آنها بپیوندد و حرفه آنها را ادامه دهد.

بعد از یک سال خدمت در ارتش اتریش در سال ۱۹۶۵، آرنولد شوارتزنگر مورد توجه قرار گرفت و شروع به رقابت در سراسر اروپا کرد. او چندین عنوان بدنسازی را در گراتز و همچنین عنوان مستر یونیورس را در لندن کسب کرد و به همین روش توانست بلیت سفر به آمریکا را خریداری کند، جایی که او در نهایت مستقر شد و دوستان زیادی پیدا کرد.

دوره حرفه ای فعالیت آرنولد در بدنسازی رسما از سال ۱۹۷۰ شروع میشود. او سرجیو الیوا را در دومین حضور خود در مستر المپیا شکست داد. با دانستن اینکه خود این مسابقه بزرگ‌ ترین رقابت بدنسازی می‌باشد، آرنولد میدانست که باید برای کسب عنوان اولی‌ سخت تلاش کند. اما از همه مهم تر، او میدانست که در نهایت به چیزی که لایق آن می‌باشد می‌رسد و اینگونه بود که او عنوان مستر المپیا را تصاحب کرد.

با وجود فقیر بودن در دوران کودکی، آرنولد هیچگاه در رسیدن به اهدافش متوقف نشد. با وجود پدری سختگیر که بازنشسته نظامی بود، برادری که در سانحه رانندگی‌ جان خود را از دست داده بود و خانه ای که کمترین ملزومات زندگی‌ را نداشت، آرنولد در نهایت توانست موفق شود و اثبات کند که بسیاری از مردم در اشتباه بودند. به دلیل این عضم راسخ و موفقیت در بدنسازی، او را با نام “ بلوط اتریشی‌ “ در طول آن روز‌ها میشناختند.

 

آرنولد شوارتزنگر – یکی‌ از مهم‌ ترین شخصیت‌ها در دنیای بدنسازی

به محض اینکه آرنولد وارد صحنه مسابقات بدنسازی شد، شروع به بردن انواع عناوین و جوایز کرد. او همچنین در چندین رقابت پاورلیفتینگ و وزنه برداری نیز شرکت کرد که توانست دو عنوان اولی‌ را در مسابقات وزنه برداری (۱۹۶۴ و ۱۹۶۵) و همچنین دو عنوان اولی‌ در مسابقات پاورلیفتینگ در سال ۱۹۶۶ و ۱۹۶۸ کسب کند. ایستگاه توقف بعدی برای آرنولد مونیخ آالمان بود، جایی که او در مسابقات لیفت گوی اول شد و توانست گوی ۲۵۴ کیلوگرمی را لیفت کند.

بعد از کسب عنوان مستر اروپا در ۱۹ سالگی و کسب مستر المپیا در ۵ سال متوالی‌ (۱۹۷۱، ۱۹۷۲، ۱۹۷۳، ۱۹۷۴، ۱۹۷۵)، مشخص بود که آرنولد در حال طی‌ کردن پله‌های ترقی‌ با سرعت بسیار زیاد می‌باشد و در حال تبدیل شدن به یکی‌ از مهم ترین شخصیت‌های بدنسازی در جهان می‌باشد. آرنولد به زودی توانست در حد و اندازه‌های ریوس، اسکات، الیوا و بسیاری دیگر از بدنسازان معروف ظاهر شود. او همچنین با جو ویدر نیز همکاری داشت و ظاهرا همین موضوع باعث شد تا پای آرنولد به سینما نیز باز شود.

 

برخی‌ از رکورد‌های شخصی‌ او عبارتند از ۱۲۰ کیلوگرم در حرکت دو ضرب وزنه برداری، ۱۱۰ کیلوگرم در حرکت یک ضرب وزنه برداری، ۲۴۷ کیلوگرم در اسکات، ۲۴۰ کیلوگرم در پرس سینه و ۳۲۰ کیلوگرم در ددلیفت. با توجه به رکورد‌های او، می‌توان دریافت که آرنولد قطعا معیار‌های لازم برای تبدیل شدن به بزرگ‌ ترین بدنساز جهان را داشت که این موضوع را می‌توان در ۵ سالی‌ که او با قدرت از عنوان مستر المپیا خود (۱۹۷۱-۱۹۷۵) دفاع کرد دید. بعد از سال ۱۹۷۵، آرنولد بازنشستگی خود از دنیای حرفه ای بدنسازی را اعلام کرد.

 

پامپینگ ایرون : مستند کردن تلاش‌های بدنسازان برتر و حرفه ای

آرنولد به بهبود بدنسازی ادامه داد و در رویداد‌های مختلفی‌ شرکت و با افرادی نظیر جو ویدر همکاری داشت که در واقع همین امر به ورود او به دنیای بازیگری کمک زیادی کرد. به دلیل موفقیت‌های بی‌ نظیر در همه جنبه‌ها در آن زمان، دو فیلمساز به نام‌های جرج باتلر و رابرت فیور تصمیم گرفتند تا از تمرینات آرنولد یک مستند بدنسازی تهیه کنند و اینگونه بود که پامپینگ آیرون به وجود آمد. این مستند به طور رسمی‌ در سال ۱۹۷۷ به عنوان یک مستند درام دنیای حرفه ای بدنسازی منتشر شد. محوریت این مستند در مورد مسابقات مستر یونیورس و مستر المپیا ۱۹۷۵ بود که آرنولد در آن به عنوان یکی‌ از مهم‌ ترین بدنسازان حضور داشت.

این مستند محبوبیت بدنسازی را بیش از پیش افزایش داد و هر آنچه در پشت صحنه این ورزش می‌گذشت را نشان میداد. از نحوه آماده سازی ویژه ماه‌ها قبل از شروع مسابقات گرفته تا سبک زندگی‌ این ورزشکاران، پامپینگ آیرون توانست به عنوان یک راهنمای عالی‌ به بسیاری از علاقمندان به این رشته کمک زیادی کند. آرنولد نیز در این مستند به عنوان یک ستاره مطرح شد و خیلی‌ سریع پیشنهاد‌های زیادی برای بازی در نقش اول فیلم‌ها به او ارائه شد.

 

مستند پامپینگ آیرون برای آرنولد به چه مفهومی‌ بود

اگر در آن زمان مردمی بودند که از محبوبیت آرنولد با خبر نبودند، از طریق سینما بود که این دست از افراد هم با او آشنا شدند. مستند پامپینگ آیرون یک پله ترقی‌ عالی‌ برای ورود آرنولد به دنیای سینما بود و باعث شد او نقش‌های ابتدائی خود را ایفا کند. اولین نقش او همانطور که قابل درک بود بازی در نقش هرکول در دهه ۷۰ در نیویورک بود. بعد از موفقیت این فیلم، بسیاری از کارگردانان تصمیم گرفتند در پروژه‌های بعدی خود از آرنولد استفاده کنند و در همین راستا به او القابی نظیر “ آرنولد قدرتمند “ و یا “ آرنی “ دادند.

اگرچه قطعی‌ بود که آرنولد قصد حضور دوباره در بدنسازی را ندارد، اما بازی در نقش کونان در سال ۱۹۸۰ به او کمک کرد تا دوباره به فیزیک بدنی فوق العاده خود برسد. تمرینات ترکیبی‌ که باعث شدند تا دوباره آرنولد روی فرم بیاید عبارت بود از تمرینات شمشیر بازی، اسب سواری و دوندگی، که این امر الهام بخش او در حضور مجدد در مسابقات مستر المپیا برای بار آخر شد.

و این اتفاق هم رخ داد. اما آرنولد این تصمیم را مخفی‌ نگه داشت زیرا ممکن بود در طول تمریناتش با یک مشکل ناگهانی یا آسیب دیدگی مواجه شود. بعد از هفته‌ها و ماه‌ها آمادگی، آرنولد شوارتزنگر برای بار آخر در سال ۱۹۸۰ در مسابقات مستر المپیا حضور پیدا کرد و این عنوان را برد. بعد از آن، آرنولد تصمیم گرفت که حرفه بازیگری خود را تکمیل کند و تنها تمرکزش روی فیلم بازی‌ کردن باشد. او با فیلم خود به نام ترمیناتور (۱۹۸۴) به کارگردانی جیمز کامرون در سراسر جهان به یک چهره محبوب و شناخته شده تبدیل شد. تا به امروز، آرنولد در فیلم‌های بسیاری بازی کرده است.

 

دوره طلایی برای بدنسازان دهه ۷۰ چه مفهومی‌ داشت

دوره طلایی برای بدنسازان دهه ۷۰ ارزش و مفهوم بسیار زیادی داشت. اول از همه تمرکز در آن زمان روی فرم خاصی‌ از فیزیک بدنی بود که به اصطلاح با همان عنوان بدن هفتی شکل از آن یاد میشد. سرشانه‌های بزرگ، دست‌های حجیم و کمری باریک، این مشخصه بدنی بود که میتوانست برنده مسابقات باشد و جوایز زیادی را در آن زمان دریافت کند.

برنامه‌های تمرینی بدنسازان در آن زمان نشان دهنده تلاش بسیار زیاد و سخت کوشی آنها بود. در آن زمان یک فیزیک بدنی تفکیک شده، عضلانی و هفتی شکل با کمری باریک افتخار هر فردی محسوب میشد و از نمونه‌های خوب چنین بدن هایی می‌توان از فرانک زین، لو فریگنو، بویر کو، بیل گرانت، مایک منتزر و آرنولد شوارتزنگر نام برد.

با توجه به برنامه‌های تمرینی پر حجم آن زمان، ساختن چنین بدن هایی نیازمند کار فراوان بود. چه در باشگاه و چه در آشپزخانه، بدنسازان قوانین سختی بر مبنای تغذیه صحیح، مصرف مکملها و تمرینات مناسب داشتند. در همین دوره بود که تمرین دادن هر عضله یک بار در هفته و یک ساعت تمرین در هر جلسه رایج و محبوب شد (مثلا سینه در روز شنبه، پشت در روز یکشنبه، پا در روز سه شنبه، سرشانه و دست در روز چهارشنبه). انجام ۶ روز تمرین در هفته (به طور متوسط) و انجام تمرینات بسیار سنگین و استراحت اندک بهایی بود که اکثر بدنسازان در دهه ۷۰ حاضر به پرداخت آن برای رسیدن به بدنی کامل بودند.

 

کلام پایانی

اگر یوجین ساندو بدنسازی را به توده مردم معرفی‌ بود، پس باید از آرنولد شوارتزنگر به عنوان یکی‌ از بزرگ‌ ترین سفرای بدنسازی و ارتقا دهنده این رشته نیز تشکر کرد. اول از همه او با پیروزی‌ها و کسب عناوین مختلف از جمله مستر المپیا شروع کرد و سپس با حضور در فیلم‌های ماندگار نظیر کونان، پامپینگ آیرون و ترمیناتور بدنسازی را بسیار ارتقا داد، و اینطور به نظر می‌رسد که کاری نیست که آرنولد نتواند از عهده انجام آن برآید. در این دوره زمانی‌، دیگر مشخص شده بود که بدنسازی تنها یک ورزش نمیباشد، بلکه یک صنعت می‌باشد که میتواند ستاره تولید کند.

 

دوره لی هنی (دهه ۸۰ میلادی)

در دهه ۸۰ یک افسانه جدید ظهور کرد و باعث شد هرچه رکورد در آن زمان بود ناپدید شود. در طول آن زمان بدنسازی در حال افزایش محبوبیت و رشد در سراسر جهان بود. در آن زمان دیگر بدنسازی یک ورزش جا افتاده بود که به واسطه تلاش‌های آرنولد در دهه ۷۰ به این مهم دست یافته بود. اما به هر حال، دهه ۸۰ برای یک بدنساز دیگر نیز سال‌های درخشانی را داشت و او کسی‌ نبود جز رکورد دار عنوان مستر المپیا در طول تاریخ یعنی‌ لی هنی. به همین دلیل، بدنسازی در دهه ۸۰ میلادی را به دلیل الهام بخش بودن لی هنی و دستاورد‌های فوق‌العاده اش با عنوان دوره هنی میشناسند.

 

اوایل دهه ۸۰ : استروید، تمرین، رژیم، حجم و کات

در اوایل دهه ۸۰، دیگر دوران بدنسازی آرنولد کم کم در حال محو شدن بود. اکنون یک اسطوره جدید پا به عرصه گذاشته بود. اگرچه آرنولد همچنان یک شخصیت تاثیر گذار در بدنسازی، یک متخصص و حتی یک ستاره سینما بود، اما او نیز جز بسیار افرادی بود که اقرار کردند مصرف استروید‌ها به آنها کمک زیادی کرده بود. آنها سخت تلاش میکردند تا در رژیم‌های سخت بتوانند حجم عضلات خود را حفظ کنند و با آمادگی خوبی‌ وارد مسابقه شوند.

از این مقطع به بعد، استفاده از استروید‌های آنابولیک دیگر همانند سابق بحث برانگیز نبود. در عوض، بدنسازان حرفه ای برای حفظ عضلات خود تکیه به استروید‌ها میکردند و از این فرایند با عنوان “ ساخت بافت “ یاد میشد. اما چیزی که در آن زمان برای این بدنسازان تغییر کرده بود این بود که آنها علاوه بر انجام تمرینات برای افزایش حجم عضلات، برای افزایش قدرت خالص نیز تمرین میکردند. این امر باعث شد تا آنها تمرینات بسیار سنگین و بیشترین تکرار‌های ممکن را انجام دهند تا بتوانند عضلات خود را زیر بیشترین فشار ممکن قرار دهند.

حقیقت این است که یک بدنساز طبیعی در این دوره میتوانست با این سیستم تمرینی به نتایج خوبی‌ دست پیدا کند، اما هیچگاه نمیتوانست از لحاظ حجم عضلات به سطح مصرف کنندگان استروید برسد. دهه ۸۰ همچنین دوره ای بود که سه حرکت اصلی‌ و چند مفصلی بدنسازی مورد توجه زیادی واقع شدند یعنی‌ ددلیفت، پرس سینه تخت و اسکات. اگرچه ددلیفت در آن زمان معمولا جز برنامه بدنسازان نبود، اما کم کم محبوبیتش در حال افزایش بود. خیلی‌ زود، ددلیفت یک حرکت ثابت در برنامه عضلات پشت شد و برای افزایش قدرت و حجم قابل توجه جز ضروری‌ ترین حرکات شناخته شد.

از طرف دیگر، محبوبیت حرکت پرس سینه تخت نیز در حال افزایش بود. این محبوبیت نشان میدهد که بدنسازان دهه ۸۰ دقیقا میدانستند که باید چکار کنند تا عضلات سینه خود را زیر سنگین‌ ترین فشار قرار دهند، و اینکه میدانستند چگونه باید از هر حرکت بیشترین بهره برداری را کرد. اما به هر حال، بدنسازان این دوره خیلی‌ زود مجبور بودند که رژیم‌های غذایی خود را اصلاح کنند. زیرا حفظ حجم زیادی از عضلات کار آسانی نبود. بدنسازانی نظیر هنی مجبور بودند که پروتئین و چربی‌‌های اشباع زیادی را مصرف کنند. بسیاری از آنها این نیاز خود را از طریق مصرف تخم مرغ کامل و خام برای تامین پروتئین و چربی‌ تامین میکردند. در این زمان مفهوم دوره حجم در حال جا افتادن و محبوب شدن بود. تعریف این دوره در آن زمان این بود که بدنساز در این فاز میبایست به وزن بدن خود اضافه کند، بر خلاف دوره کات که در آن بدنسازان به تدریج سعی‌ در کاهش چربی‌ بدن خود داشتند.

 

بدنسازان در دهه ۸۰ میلادی : عظمت لی هنی و دیگر بدنسازان کلاسیک

همانطور که پیشتر اشاره شد، بدنسازی در دهه ۸۰ مدام در حال افزایش محبوبیت بود. همچنین گرفتن جواز حضور در مسابقات اصلی‌ و مهم بدنسازی نیز در حال سخت تر شدن بود. تمرین، تغذیه و مصرف مکملها چیزهایی بودند که فرد برای حفظ تعادل در آنها نیاز به متخصص‌های حرفه ای داشت و این زمان دقیقا دوره ای بود که بدنسازی حرفه ای ظهور کرد. دوره بدنسازی در دهه ۸۰ میلادی شامل سه بدنساز مهم میشود : مایک منتزر، تام پلاتز و لی هنی.

 

مایک منتزر (۱۹۵۱-۲۰۰۱)

در اوایل دهه ۸۰ میلادی اگر یک فرد بود که تمرینات با فشار بالا انجام میداد و همچنین رژیم غذایی و مصرف مکملها را نیز رعایت میکرد، آن فرد کسی‌ نبود جز مایک منتزر. به عنوان یک بدنساز حرفه ای آمریکایی، منتزر به دلیل سبک تمرینی کم حجم اما پر فشار خود شناخته میشد. اولین دستاورد بزرگ منتزر عنوان مستر یونیورس در سال ۱۹۷۸ بود. سپس او جواز حضور در دسته سنگین وزن مسابقات مستر المپیا در سال ۱۹۷۹ را به دست آورد. در سال ۱۹۸۰ منتزر عنوان پنجمی را در مستر المپیا کسب کرد. اگرچه منتزر هیچگاه عنوان مستر المپیا را به دست نیاورد، اما روش او در بدنسازی برای بسیاری از بدنسازان و طرفداران این ورزش الهام بخش بود.

منتزر در کتابش به نام وظیفه سنگین (انتشار در سال ۲۰۰۰) توضیح میدهد که چطور تغییر روش در بدنسازی و استفاده از تمرینات پر فشار توانست در ایجاد بدنی متعادل، بهبود یافته و عضلانی به او کمک کند. به علاوه منتزر توضیح میدهد که چرا در بدنسازی باید تمرکز روی مواد غذایی کامل باشد و توضیح داده است که چگونه تمرینات با فراوانی‌ کم و پر فشار میتواند در ساختن بدنی فوق‌العاده کمک کننده باشند.

سبک رایج تمرینات او تمرکز بر روی ۱۵ دقیقه تمرین بالا تنه و ۶ دقیقه تمرین پا داشت که این تمرینات هر ۴ تا ۷ روز یک بار انجام میشدند. دیگر روز‌ها نیز شامل تمرینات پر فشار و تکرار‌های بسیاری زیاد و تکرار‌های اجباری میشد. هیچ مسیر مخفی‌ یا رژیم جادویی در جهت رسیدن به فیزیک بدنی تحسین برانگیز برای منتزر وجود نداشت. با این بیان مایک معتقد بود که رژیم غذایی متعادل شامل ۶۰% کربوهیدرات، ۲۵% پروتئین و ۱۵% چربی‌ میشود. بر خلاف چیزی که عموم مردم در آن زمان به آن اعتقاد داشتند، منتزر مدعی بود که مصرف مقادیر بیش از حد پروتئین میتواند باعث ایجاد چربی‌‌های ناخواسته شود. به همین دلیل بود که توصیه به مصرف غذا‌های غیر فرآوری‌ شده میکرد.

 

تام پلاتز (۱۹۵۵- تا حال حاضر)

تام پلاتز که با نام‌های مستعار “ کوادفاتر “ و “ عقاب طلایی “ نیز شناخته میشود، یک بدنساز حرفه ای آمریکایی بود. او به دلیل داشتن پاهای بسیار حجیم که حاصل انجام تمرینات پر فشار و با حجم بالا بود شهرت داشت. پلاتز را می‌توان صاحب بهترین پاهای تمام دوران دانست، این ویژگی‌ نه تنها دوره بدنسازی او را تغییر داد، بلکه توانست پلاتز را وارد سینما نیز کند. تام پلاتز در ۶ فیلم در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی و همچنین دو مستند حضور پیدا کرد. این مستند‌ها دستاورد‌های او را نمایش میدهند که در سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۰۹ ساخته شدند.

نقطه ای که دوره پلاتز آغاز شد مستر المپیای ۱۹۷۴ بود، زمانی‌ که توانست جواز حضور در این مسابقات را به دست آورد و سپس در سال ۱۹۸۱ توانست عنوان سومی‌ المپیا را به دست آورد. پلاتز در سال ۱۹۸۶ بازنشته شد اما میراث و سبک او در انجام اسکات و تمرینات پا تا به امروز زنده مانده است.

کاری که تام پلاتز به شکل متفاوتی انجام داد این بود که تمرکز بیشتری را روی تمرینات پایین تنه گذاشت. اگرچه او بالا تنه خوبی‌ نیز داشت، اما پلاتز را به خاطر انجام اسکات‌هایش میشناسند. تمرین پایین تنه او شامل انجام ست‌های ۲۳ تکراری در اسکات با وزنه ۵۰۰ پوندی و همچنین ست‌های ۱۰ دقیقه ای با وزنه ۲۵۰ پوندی میشد. این وزنه‌های فوق‌العاده به او کمک کردند تا پاهای خود را بسازد و لقب ماندگار “ کوادفادر “ را برای او برگزینند.

تام پلاتز بهترین افزایش حجم خود را در ۳-۴ روز تمرین در هفته تجربه کرد. او از تمرینات با فشار و حجم بالا استفاده میکرد و جلسات تمرینی خود را حول محور عضلات خاصی‌ طراحی میکرد. بسته به سطح انرژی او هر ۷-۱۰ روز یک بار هر گروه عضلانی خود را تمرین میداد. تام معتقد به انجام تمرینات با بیشترین انرژی ممکن بود هر چند که این اتفاق ممکن بود همیشه روی ندهد.

اگرچه اطلاعات زیادی در مورد برنامه غذایی پلاتز وجود ندارد، اما بر اساس برخی‌ شواهد او در اوایل دوره بدنسازی خود از یک رژیم با پروتئین بالا و کم کربوهیدرات استفاده میکرده است. وعده‌های غذایی او پر کالری بودند و همیشه از مواد غذایی کمتر فراوانی‌ شده و مغذی نظیر شیر، نان تست با غلات کامل، تخم مرغ، گوشت گاو، پنیر ، سالاد و آجیل‌ها و کربوهیدرات هایی نظیر نان، سیب زمینی‌، عسل، بستنی، شکر قهوه ای و شربت افرا استفاده میکرد. اینگونه بود که تام پلاتز یکی‌ از بهترین و بالانس‌ترین فیزیک‌های تمام دوران را ساخت (از دیدگاه پایین تنه).

 

لی هنی (۱۹۵۹- تا حال حاضر)

هیچ بدنسازی در دهه ۸۰ نمیتوانست با دستاورد‌های لی هنی رقابت کند، زیرا او رکورد دار تمام دوران و برنده پر افتخار ۸ مستر المپیا پشت سر هم بود. دوره هنی با پیروزی او در یک مسابقه آماتوری بدنسازی در سال ۱۹۷۹ آغاز شد، زمانی‌ که حدود ۲۰ سال سن داشت. تنها ۵ سال پس از آن، هنی به همه نشان داد که یک ستاره جدید ظهور کرده است. لی هنی مستر المپیا را بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱ پشت سر هم تصاحب کرد. هشت عنوان پشت سر هم المپیا او را تبدیل به پدر خوانده بدنسازی در دهه ۸۰ کرد، یک قهرمان پر افتخار که بر یک دهه کامل سلطه پیدا کرد.

چیزی که توانست هنی را اینقد مسلط کند ترکیبی‌ از ژنتیک، نظم و روش منحصر به فرد تمرینی او بود. اگرچه در آن زمان بدنسازان برجسته هم ژنتیک و هم اشتیاق بسیار زیادی داشتند، اما هنی در سیستم اسپیلیت با استفاده از تمرینات با حجم بالا و فراوانی‌ متوسط به موفقیت‌های زیادی دست یافت. این روش به او کمک کرد تا حین عضله سازی چربی‌ بدن خود را نیز در حالت حداقل حفظ کند.

اساسا، هنی دریافت که این سیستم تمرینی هم در دوره حجم میتواند به عضله سازی او کمک کند و هم در دوره کات میتواند به چربی‌ سوزی کمک کند. استفاده ترکیبی‌ از حرکات چند مفصلی و تک مفصلی با استفاده از دمبل و هالتر و همچنین یک روش کامل برای حمله به هر گروه عضلانی، منجر به موفقیت او شد.

لی همچنین چندین کتاب در مورد تمرین نوشت و همچنین در چند مستند و فیلم نظیر ترس و شکوه (۲۰۱۰) و چند فیلم دیگر بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۳ حضور داشت. همانند اکثر بدنسازان در دهه ۸۰ میلادی، لی هنی نیز میدانست خوردن غذا‌های غیر فراوری شده و مغذی بسیار مهم است. او همچنین پس از یک خواب طولانی در شب همیشه توصیه به مصرف یک صبحانه مفصل میکرد و همچنین توصیه میکرد اگر بعدازظهر فعالیت زیادی ندارید وعده شام را کوچک تر حفظ کنید. به جای گرسنگی کشیدن قبل از رقابت ها، هنی ترجیح میداد تا با افزایش حجم تمرینات و همچنین تمرکز روی فعالیت‌های هوازی کالری سوزی و چربی‌ بدن خود را کاهش دهد.

بر اساس گفته بسیاری از متخصصان، سلطه حقیقی‌ لی هنی در آخرین مستر المپیا او نمایان شد، در آن مسابقه هنی علاوه بر تصاحب عنوان المپیا بهترین بدن دوران حرفه ای خود را نیز به نمایش گذاشت و سپس در اوج بازنشسته شد. با این بیان، لی هنی لیاقت این را دارد که بین برترین بدنسازان تمام دوران قرار بگیرد.

 

کلام پایانی

دوره هنی تاثیر بسیار زیادی را روی تاریخ بدنسازی گذاشت. به عنوان یک بدنساز حرفه ای برنده ۸ عنوان مستر المپیا و کسی‌ که رکورد دار تمام دوران می‌باشد، هنی به جهانیان آموخت که همه چیز در مصرف استروید‌ها و تمرین خلاصه نمی‌شود، بلکه استمرار در تمرینات و رژیم غذایی نیز بسیار با اهمیت است. ۸ سال قهرمان بودن چیزی بود که قبل از هنی کسی‌ به آن دست نیافته بود و این دستاورد حاصل استمرار، نظم و پیشرفت او بود.

اینگونه بود که لی هنی به لیست پیشگامان بدن سازی پیوست و توانست یک دهه را به نام خود ثبت کند. با این موفقیت، او بار دیگر ثابت کرد که مساله این نیست که حجیم‌ ترین فرد باشیم. بلکه همه چیز به داشتن یک فیزیک بدنی با کیفیت و نحوه نگهداری صحیح از آن برمیگردد.

 

دوره کلمن (اواخر دهه ۹۰)

بعد از موفقیت دورین یتس و سلطه او به عنوان دارنده ۶ عنوان مستر المپیا پشت سر هم، یک افسانه جدید پا به عرصه گذاشت و آن فرد کسی‌ نبود جز رونی کلمن. این قهرمان سنگین وزن یکی‌ از پر افتخار‌ترین بدنسازان تمام دوران می‌باشد و در میان معدود افرادی می‌باشد که توانستهند ۸ عنوان المپیا را پشت سر هم به دست آورند. در مجموع دهه ۹۰ برای بدنسازی زمان بسیار خوبی‌ بود. رسانه‌های فراگیر کمک کردند تا این ورزش به سطح جدیدی از محبوبیت برسد و بدنسازی با ایجاد انگیزه در افراد عادی باعث شد تا آنها شروع به مراقبت بیشتر از خود کنند.

از رادیو گرفته تا تلوزیون و در مجلات و روزنامه ها، بدنسازی در همه جا حضور داشت و تعداد ثبت نام افراد در باشگاه‌ها نیز به سرعت در حال افزایش بود. در طول دهه ۹۰، بردن یک رقابت بدنسازی به کاری سخت تر از قبل تبدیل شده بود. میزان تعهدی که بدنسازان به کارشان داشتند و همچنین گذر از محدودیت‌های دیگر، باعث شده بود تا تنها ورزشکاران نخبه باقی‌ بمانند و قادر باشند به مسابقات بزرگ راه یافته و در آنجا رقابت کنند. حجم، تقارن و تفکیک عضلانی این بدنسازان چیزی را برای عموم به نمایش گذاشت که قبل از آن ندیده بودند. فیزیک‌های کاملی که ترکیبی‌ از حجم بسیار زیاد و تقارن جالبی‌ بودند.

 

دوره طلایی مدرن بدنسازی

برای بسیاری از مردم، دهه ۹۰ میلادی اوج بدنسازی به عنوان یک ورزش می‌باشد. دلایل این ادعا نیز زیاد می‌باشد. از دیدگاه بدنسازی، در آن دوره تمرین برای یک مسابقه بسیار دردناک و سختگیرانه بود و ادامه دادن یک رژیم تقریبا کار غیر ممکنی به شما میرفت. بنابراین، اکثر قهرمانان المپیا در اواخر دهه ۹۰ نه تنها از لحاظ فیزیکی‌ بلکه از لحاظ ذهنی‌ نیز بسیار سر سخت و با ثبات بودند.

رسیدن به دستاورد‌های آرنولد، لی هنی و دورین یتس به عنوان پیشگامان بدنسازی کار بسیار سختی بود. اما بدنسازان در اواخر دهه ۹۰ هر کاری انجام میدادند تا بتوانند بر دوره خود سلطه پیدا کنند و بتوانند نقشی‌ را در تکامل این ورزش ایفا کنند. یک نمونه عالی‌ برای این موضوع رونی کلمن بود، برنده ۸ عنوان مستر المپیا و یک افسانه واقعی در بدنسازی.

به دلیل نیاز به سر سختی فیزیکی‌ و ذهنی‌ بسیار بالا در دهه ۹۰، بدنسازی وارد یک سطح جدیدی شد. جوایز رقابت‌های بزرگ بدنسازی به صدها هزار دلار رسید که شامل حمایت مالی‌ اسپانسر‌ها هم میشد. سپس پول تبدیل به انگیزه اصلی‌ برای بسیاری از افراد در این رشته شد. اما به هر حال، بدنسازان لیاقت تمام پولی‌ که دریافت میکردند را به دلیل سخت کوشی و تعهد خود داشتند و همچنین به دلیل تاثیر آنها روی عموم مردم. در آن زمان بدنسازان حضور قابل توجهی‌ در رسانه داشتند، چه در مستند‌ها و چه در فیلم ها.

این موضوع نشان میدهد که چرا اوایل و اواخر دهه ۹۰ را دوره طلایی مدرن در نظر میگیرند. به دلیل رقابت‌های بسیار سنگین، قوانین سختگیرانه و بدنسازانی با بدن‌های فوق‌العاده، رقابت در المپیا چیزی بود که کسی‌ نمیخواست آن را از دست بدهد.

برخی‌ از نام هایی که بدنسازی را در دهه ۹۰ حتی محبوب تر از پیش کردند عبارتند از کوین لورون، ناصر السونباتی و بزرگ‌ ترین بدنساز آن دوره یعنی‌ رونی کلمن. در زیر به شکل خلاصه دستاورد‌های اصلی‌ این بدنسازان ذکر خواهد شد.

 

وینس تیلور (۱۹۵۶- تا حال حاضر)

وینس تیلور یک بدنساز حرفه ای می‌باشد که در طی‌ دوران بدنسازی خود ۲۲ عنوان (IFBB) را به دست آورد. او همچنین به واسطه این دستاورد‌ها رکورد دار گینس نیز بود تا زمانی‌ که رونی کلمن کبیر با ۲۶ عنوان (IFBB) توانست این رکورد را بشکند. اما به هر حال، وینس تیلور هنوز هم رکورد دار بیشترین عنوان المپیا مسترز (رقابتی بین کهنه کاران مستر المپیا) با ۵ برد می‌باشد. او همچنین برنده آرنولد کلاسیک در ۱۹۹۸ و بسیاری دیگر از عناوین رقابت‌های (IFBB) می‌باشد.

وینس تیلور در ۵۰ سالگی دوباره بازگشتی به بدنسازی داشت و در سال ۲۰۰۶ در مسابقات استرالیا پرو شرکت کرد و برنده مدال برنز شد، بعد از آن او جواز شرکت در مستر المپیا ۲۰۰۶ را به دست آورد که در آن رتبه یازدهم را کسب کرد. بعد از آن وینس در دوره بدنسازی خود، در چندین رقابت دیگر نیز شرکت کرد، از جمله آرنولد کلاسیک ۲۰۰۷. همچنین او در چندین ویدئو نیز از جمله فیلم خودش به نام “ تمرینات وینس تیلور “ شرکت کرد.

بدنساز وینس تیلور

ناصر السونباتی (۱۹۶۵- ۲۰۱۳)

ناصر السونباتی بعد از اینکه پدرش از مصر به یوگوسلاوی مهاجرت کرد، در اشتوتگارت آالمان متولد شد. السونباتی فارق التحصیل در دانشگاه آگزبورگ با مدرک تاریخ، علوم سیاسی و جامعه شناسی‌ بود. تنها بعد از پایان تحصیلاتش بود که تصمیم گرفت بدنسازی را نیز امتحان کند. اولین رقابتی که سونباتی در آن شرکت کرد قهرمانی جونیور استیت در آلمان در سال ۱۹۸۵ بود و بعد از آن به مسابقات آماتوری زیادی در سراسر اروپا رفت و بعد از آن در ۵۳ مسابقه (IFBB) نیز شرکت کرد.

هنگامی که به اوج خود رسید، سونباتی توانست ۱۰ بار پشت سر جواز حضور در مستر المپیا را کسب کند. او هیچگاه قهرمان مستر المپیا نشد اما سال ۱۹۹۷ بهترین سال او بود. در آن سال ناصر پس از دوریان یتس عنوان دومی‌ را تصاحب کرد. چیزی که در مورد سونباتی جالب بود نوع خاص فیگور گیری او بود. او همچنین هنگام تمرین همیشه عینک گرد خود را به چشم داشت. ناصر السونباتی به دلیل تسلط بر زبان‌های مختلف و مدارک دنشگاهیش با نام “ پروفسور “ شناخته میشد. در بسیاری از مجلات بین الملی بدنسازی حضور داشت و بیش از ۶۰ بار روی کاور این مجلات قرار گرفت.

بدنساز ناصر السونباتی

ناصر السونباتی

کوین لورون (۱۹۶۴- تا حال حاضر)

کوین لورون یکی‌ از عجیب‌ ترین بدنسازانی بود که تا زمان خودش پا به عرصه مسابقات گذاشته بود. او به دلیل کاهش وزن در فصل خارج از مسابقات و شروع دوره حجم در فصل مسابقات شهرت داشت. روش عجیب لورون او را قادر کرد تا در طول دوران خود بتواند عناوین بسیار زیادی را کسب کند. اگرچه دوران کودکی سختی داشت و پدر و مادر خود را بر اثر سرطان از دست داده بود، اما لورون دوست داشت تمرین کند زیرا پسر عمویش که در ارتش بود بدنی حجیم و تفکیک شده داشت.

او دوره حرفه ای (IFBB) خود را در سال ۱۹۹۱ شروع کرد و هنگامی که در حال پرس زدن با وزنه ۶۰۰ پوندی بود دچار آسیب در ناحیه عضلات سینه شد. البته این موضوع باعث نشد تا رقابت کردن را کنار بگذارد. بعد از دو جراحی، او جواز حضور در ۱۳ مستر المپیا را پیدا کرد، که آخرین آن در سال ۲۰۱۶ از طریق دعوت ویژه بود. کوین لورون هیچگاه عنوان مستر المپیا را تصاحب نکرد و به همین دلیل لقب “ پادشاه بی‌ تاج مستر المپیا “ را به او دادند. اگرچه این موضوع باعث نشد که او تبدیل به یک نماد در دنیای بدنسازی نشود. لورون به دلیل توانایی اش در تمرین و آمادگی سریع پیش از شروع هر رقابتی مورد تحسین قرار میگرفت.

کوین در مستر 2016

کوین در مستر 2016

تاریخچه رقابتی لورون بسیار وسیع می‌باشد. او قهرمانی‌های زیادی را در کارنامه خود دارد و در رقابت‌های المپیا نیز به دفعات در جایگاه دوم قرار میگرفت. کوین لورون هنوز هم جزئی از تالار مشاهیر (IFBB) می‌باشد، یک رکورد رسمی‌ که در سال ۱۹۹۹ ایجاد شد تا ورزشکاران و مقاماتی که در جهت ارتقا این ورزش در اواخر دهه ۹۰ تلاش کردند و باعث محبوبیت بیشتر آن در آغاز هزاره جدید شدند مورد تقدیر قرار بگیرند.

کوین لورون هنوز هم در حال ارتقای بدنسازی می‌باشد و اغلب در رسانه‌های مختلف حضور پیدا می‌کند. در سال ۲۰۱۵، او خط تولید مکمل‌های مخصوص خود به نام “ کوین لورون سیگنچر سریس “ را راه اندازی کرد. در سال ۲۰۱۶، در حالی‌ که داشت در مسابقات مستر المپیا برای کسب عنوان تلاش میکرد، رسما بازنشستگی خود را اعلام کرد.

بدنساز کوین لورون

بدنساز کوین لورون

رونی کلمن (۱۹۶۴- تا حال حاضر)

برای بسیاری، رونی کلمن بهترین بدنساز تمام دوران شناخته میشود. او قطعا یکی‌ از بهترین فیزیک‌های بدنی در کل تاریخ بدنسازی را داشت. برای رونی، همه چیز هنگام فارق التحصیلی از رشته حسابداری در لویزیانا آغاز شد. سپس او به عنوان یک افسر پلیس حرفه خود را آغاز کرد که هنوز هم شغل اول او به حساب میاید.

بودن به عنوان یک افسر پلیس رونی را از دنبال کردن رویاها و تبدیل شدن به یک اسطوره رشته بدنسازی مایوس نکرد. به محض اینکه صاحب باشگاه مترو فلکس او را وارد عرصه مسابقات کرد، رونی توانست اولین عنوان خود را در رقابت‌های سنگین وزن تگزاس کسب کند. او مدال سنگین وزن و اورال را به خانه آورد (آپریل ۱۹۹۰).

در طول این زمان بود که کلمن دریافت پتانسیل دستیابی به چیز‌های بزرگ تر در این ورزش را نیز دارد. او سخت تر از قبل تمرین کرد و اولین رقابت خود به عنوان یک حرفه ای را کسب کرد که رقابت کانادا پرو کاپ در سال ۱۹۹۵ بود. سپس رونی کلمن چندین عنوان گرند پریکس در سراسر جهان را از آن خود کرد.

 

رونی کلمن

چند سال بعد و با داشتن چند عنوان قهرمانی در کارنامه، کلمن جواز حضور در اولین رقابت مستر المپیا را یافت. پس از اولین حضور و اولین برد (۱۹۹۸)، رونی کلمن توانست در هشت سال متوالی‌ عنوان مستر المپیا را کسب کند (۱۹۹۸-۲۰۰۵). او به یک نماد واقعی در این ورزش تبدیل شد. جدایی از عضم راسخ، تغذیه صحیح و مصرف مکمل‌های مناسب، راز پشت موفقیت رونی کلمن در آمادگی بدنی و ژنتیک فوق‌العاده او بود. فیزیک بدنی او از جنبه زیبایی یکی‌ از بهترین بدن هایی بود که در المپیا حضور یافته بود و قطعا بدن رونی را میشد با بزرگانی نظیر یتس، شوارتزنگر، هنی و بسیاری از نماد‌های بدنسازی گذشته مقایسه کرد.

به همین دلیل بود که کلمن ۸ سال پشت سر هم برنده بود. رونی مصمم بود که سلطه خود در این رقابت‌ها را حفظ کند و به خوبی‌ نیز این کار را انجام داد. چیزی که در مورد رونی کلمن جالب بود این است که او به جای کار با دستگاه‌ها ترجیح میداد با وزنه‌های آزاد کار کند. این امر باعث انعطاف پذیری حداکثری و همچنین افزایش دامنه حرکات او شده بود. رونی کلمن همچنین ۴ فیلم فوق‌العاده از سبک زندگی‌ خود نیز تولید کرد که بسیار موفق بودند. امروزه، رونی کلمن دارای یک کمپانی غذایی به نام “ رونی کلمن نوتریشن “ می‌باشد. محصولات این کمپانی برای افرادی است که سبک زندگی‌ بدنسازی و فیتنس را دنبال میکنند.

بیوگرافی رونی کلمن
بخوانید

بدنسازی در ۲۰۰۰-۲۰۱۰

بدنسازان هزاره جدید با نام “ هیولاهای حجیم “ نیز نام برده میشوند. این موضوع به این دلیل است که آنها بدنسازی را وارد سطح بسیار بالایی کردند، سطحی که داشتن حجم بسیار دیوانه وار لازمه بردن رقابت‌ها می‌باشد. مشخصا، بدنی این چنینی نتیجه رژیم‌های غذایی سخت گیرانه و مصرف سنگین انواع مکمل‌ها می‌باشد. این بدنسازان دارای کمر‌های باریک با درصد چربی‌ بسیار اندک، دست‌ها و سرشانه هایی سنگین و بزرگ و بدنی کاملا هفتی شکل دارند.

این تغییرات باعث شد تا قضاوت رقابت‌های بدنسازی تبدیل به کار سختی شود. گاهی‌ اوقات مساله حجم مهم تر از ژنتیک و زیبایی بدن میشد. بعد از هنی، یتس و کلمن، اکنون زمان آن رسیده بود تا دنیا با نام‌های جدیدی آشنا شود. در زیر در مورد بدنسازان تاثیر گذار و بزرگ دوره مدرن صحبت خواهیم کرد.

 

جی کاتلر (۱۹۷۳- تا حال حاضر)

جی کاتلر قطعا در شروع هزاره جدید یک پیشگام محسوب میشد. بعد از کار در تجارت بتن همراه برادرش از سن ۱۱ سالگی، او در ۱۸ سالگی شروع به انجام تمرینات خود کرد. هنگام دریافت مدرک خود در رشته عدالت کیفری، جی مصمم بود تا به عنوان زندانبان در یک زندان فوق امنیتی شروع به کار کند.

اما به هر حال، یک مربی‌ شخصی‌ به نام مارکوس رودریگز کاتلر را شناسایی کرد و اشتیاق و دانش او در بدنسازی را دید. کاتلر اولین رقابت خود در سال ۱۹۹۲ را با رتبه دومی‌ به پایان رساند و پس از آن در دهه ۹۰ در مسابقات ان پی‌ سی‌ زیادی شرکت کرد و در سال ۲۰۰۰ توانست اولین قهرمانی خود در آی اف بی‌ بی‌ نایت را کسب کند.

بعد از آن او دو عنوان ارزشمند آرنولد کلاسیک (۲۰۰۲، ۲۰۰۳) را نیز کسب کرد. دنیا سلطه کاتلر و پتانسیل او در برنده شدن مستر المپیا را دید. هنگامی که برای المپیا خود را آماده میکرد، کاتلر بسیاری از عناوین گرند پریکس را نیز از آن خود کرد و محبوبیت جهانی‌ خود را افزایش داد. اولین عنوان قهرمانی مستر المپیا برای کاتلر در سال ۲۰۰۶ به دست آمد. کاتلر همچنین سلطه خود را با قهرمانی در سال‌های ۲۰۰۷، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ در مستر المپیا نشان داد. به دلیل این دستاورد‌ها و به دلیل همه عنوان‌های به دست آمده در مجموع از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، اکنون کاتلر به عنوان یک ستاره واقعی بدنسازی در هزاره جدید شناخته میشود.

جی کاتلر

جی کاتلر

بیوگرافی جی کاتلر
بخوانید

دکستر جکسون (۱۹۶۹- تا حال حاضر)

تنها مردی که توانست از برنده شدن ۵ عنوان مستر المپیا توسط جی کاتلر به صورت پشت سر هم جلوگیری کند دکستر جکسون بود که توانست در سال ۲۰۰۸ عنوان مستر المپیا را کسب کند. چیزی که در مورد دکستر جکسون وجود دارد این است که او بیش از هر بدنساز دیگری دارای عناوین رقابت‌های حرفه ای بدنسازی تا به امروز می‌باشد.

از آرنولد کلاسیک گرفته تا شب قهرمانان، گرند پریکس، مستر المپیا و حتی المپیا مسترز، جکسون در بسیاری از رویداد‌های بدنسازی حاضر شده است و بیشتر آنها را نیز برده است. جکسون حتی در سال ۲۰۱۶ (در ۴۳ سالگی) برنده عنوان مسترز المپیا شد و همچنین توانست چهارمین عنوان آرنولد کلاسیک را در سال ۲۰۱۳ کسب کند. این عناوین جکسون را در سراسر جهان محبوب کرد و به مردم نشان داد که بدنسازی برای او چیزی است که بتواند با آن محدودیت‌ها را کنار زده و همیشه به دنبال عنوان جدیدی باشد.

دکستر جکسون

دکستر جکسون

کریس کورمیر (۱۹۶۷- تا حال حاضر)

کورمیر نیز یکی‌ دیگر از بدنسازان عالی‌ عصر مدرن می‌باشد که به دلیل کسب عناوین زیاد در رقابت‌های گرند پریکس و مستر المپیا شناخته میشود. دوره طولانی بدنسازی او الهام بخش بسیاری از افراد می‌باشد. در طول دوران بدنسازی، کورمیر توانست در ۳۰ بار مسابقات را در جایگاه اول یا دوم تمام کند. اگرچه کورمیر هیچگاه عنوان‌های مستر المپیا و آرنولد کلاسیک را دریافت نکرد، اما برای چند نوبت تا برنده شدن این عناوین فاصله چندانی نداشت.

کریس کورمیر

کریس کورمیر

بدنسازی مدرن – از ۲۰۱۰ تا کنون

نام غالب در بدنسازی در دومین دهه هزاره جدید فیل هیث می‌باشد.

 

فیل هیث

فیل هیث

(۱۹۷۹- تا حال حاضر)

فیل هیث دوره ورزشی خود را با بازی در تیم بسکتبال به عنوان گارد راس در سیاتل واشنگتون آغاز کرد. استعداد او شکوفا شد و هیث توانست از پله‌های ترقی‌ در این ورزش بالا رود و بتواند به عنوان گارد راس در تیم دانشگاه دنورز در دسته یک بسکتبال بازی کند. اما به هر حال، هیث دریافت که بسکتبال مناسب او نمیباشد و در سال ۲۰۰۲ وارد بدنسازی شد. تنها پس از ۳ سال، او عنوان ان پی‌ سی‌ آمریکا را برد و توانست جواز فعالیت به عنوان یک حرفه ای (IFBB) را کسب کند.

بعد از آن، فیل هیث توانست دو عنوان حرفه ای (IFBB) خود را تصاحب کند که یکی‌ از آنها مسابقات قهرمانی نیویورک پرو بود. اگرچه او در سال ۲۰۰۷ جواز حضور در مستر المپیا را کسب کرد، اما تصمیم گرفت که شرکت نکند و ادعا کرد که نیازمند زمان بیشتر برای بهبود فرم خود می‌باشد.

فیل هیث

فیل هیث

صبر فیل هیث جواب داد. در سال ۲۰۰۸، او عنوان آیرون من را کسب کرد و توانست پس از دکستر جکسون عنوان دومی‌ رقابت‌های آرنولد کلاسیک را کسب کند. در سال ۲۰۰۹، او را نامزد دریافت مستر المپیا میدانستند اما متاسفانه او مبتلا به یک ویروس معده شد و شرایط آماده سازی او به خطر افتاد، در نهایت با ۶ پوند وزن کمتر وارد مسابقه شد و عنوان پنجمی را از آن خود کرد.

 

برد‌های متوالی‌ مستر المپیا برای فیل هیث از سال ۲۰۱۰ آغاز شد، زمانی‌ که او اولین برد خود را کسب کرد. بعد از آن زمان فیل هیث ۷ بار متوالی‌ برنده این عنوان شده است. هیث اکنون دارای ۷ عنوان قهرمانی المپیا می‌باشد و به دنبال این است که خود را در تعداد قهرمانی به رونی کلمن برساند.

بیوگرافی فیل هیث
بخوانید

کای گرین (۱۹۷۵- تا حال حاضر)

کای گرین یک بدنساز حرفه ای (IFBB)، یک مربی‌ شخصی‌، هنرمند و بازیگر می‌باشد. مهارت او در تمام این حرفه‌ها باعث شده است تا او را به عنوان یکی‌ از نماد‌های بدنسازی بشناسند. مهم‌ ترین عنوانی که کای گرین اخیرا کسب کرده عنوان اولی‌ آرنولد کلاسیک در سال ۲۰۱۶ می‌باشد. همچنین او در سال‌های ۲۰۱۲، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ عنوان دومی‌ را کسب کرده بود.

 

 

 

کای گرین

کای گرین

بیوگرافی کای گرین
بخوانید

دنیس ولف (۱۹۷۸- تا حال حاضر)

دنیس ولف یک بدنساز حرفه ای آلمانی می‌باشد که متولد شوروی می‌باشد. او به دلیل کمر باریک و داشتن عضلات چهار سر حجیم معروف است. این ویژگی‌های ژنتیکی باعث شده است تا ولف در طول دوران بدنسازی خود عنوان‌های زیادی را کسب کند، از جمله عنوان اولی‌ آرنولد کلاسیک در سال ۲۰۱۴. ولف از سال ۲۰۰۶ در حال رقابت کردن می‌باشد. او همچنین چندین بار در مسابقات مستر المپیا نیز حضور داشته است و مخصوصا پس از پیروزی در مسابقات استرالیا پرو در سال ۲۰۱۱ عملکرد خوبی‌ از خود نشان داد. دنیس ولف همچنین بسیار علاقمند به هنر‌های رزمی می‌باشد.

 

dennis wolf

dennis wolf

 

شان رودن (۱۹۷۵- تا حال حاضر)

شان رودن یک بدنساز جامایکایی-آمریکایی می‌باشد که از سال ۲۰۱۰ در حال رقابت کردن است، سالی‌ که او توانست کارت حرفه ای (IFBB) خود را دریافت کند.‌شان رودن همیشه در مسابقات مستر المپیا رتبه‌های بالایی داشت تا اینکه توانست در سال ۲۰۱۸ این عنوان را کسب کند و فیل هیث را شکست دهد. همچنین رودن در سال ۲۰۱۵ در جایگاه سوم و در سال ۲۰۱۶ در جایگاه دوم مستر المپیا قرار گرفت. رودن همچنین دارنده عناوین متعدد از جمله آرنولد کلاسیک می‌باشد. او همچنین یکی‌ از محبوب‌ ترین ورزشکارن این رشته می‌باشد و تاثیر گذاری زیادی را روی بسیاری از بدنسازان جدید داشته است.

بدنساز شان رودن

بدنساز شان رودن

 

 

کلام پایانی

اگرچه بسیاری از مردم مدعی هستند که بدنسازی امروزه بسیار تجاری و تبلیغاتی شده است، اما این ورزش بیش از همیشه محبوب است. تعداد زیادی بدنسازان با کیفیت وجود دارند که برای دریافت عنوان المپیا تلاش میکنند تا بتوانند به اسطوره هایی نظیر آرنولد، یتس، کلمن و کاتلر تبدیل شوند.

صنعت مکمل سازی نیز به همین شکل پیشرفت زیادی کرده است و همچنین بخش آماتوری این ورزش نیز رشد خوبی‌ داشته است. با همه گیر شدن رسانه‌های اجتماعی، بدنسازان دیگر مجبور نیستند برای محبوب شدن و همراهی جامعه در رقابتی شرکت کنند. در پایان، چیزی که مسلم است، جدایی از بحث رقابت و مسابقات، تمام این مردان و زنان در دوره‌های مختلف به ارتقای بدنسازی تا به این نقطه کمک کرده‌اند.

 

نویسنده:
محمدرضا امیدی
امتیاز شما به این مطلب
دیدگاه کاربران 36

  • عباس 13 فوریه 19

    واقعا عالی هستید

    پاسخ
    • علی براتی علیآباد 23 دسامبر 19

      مکمل های پروتئینی

      پاسخ
    • Amin 31 دسامبر 19

      چرا عضله دلتویید و هرچنو سنگین و پرفشار بریم بعدش احساس جمامی و یا احساس خستگی نمکنیم در این عضله

      پاسخ
  • Mohammad 17 فوریه 19

    خیلی جامع و کامل بود
    بهترین سایت بدنسازی هستید

    پاسخ
  • حسام 25 ژوئن 19

    بهترین سایت بدنسازی بدون شک

    پاسخ
  • دانیال رسولی 25 سپتامبر 19

    بهترین مقاله ای که در باره تاریخچه بدنسازی خوندم بود کامل و خیلی جامع واقعا بینظیره!
    بهترین سایت بدنسازی هستید بدون شک

    پاسخ
  • حیدری 13 اکتبر 19

    کامل ترین تاریخچه بدنسازی
    ولی کاش آپدیدتشم میکردید
    واقعا بهترین سایت بدنسازی هستید
    جای هادی چوپان در این تاریخچه خالیه لطفا اضافه کنید

    پاسخ
  • mohammad 15 اکتبر 19

    تاریخجه کاملی از بدنسازی بود واقعا از خوندن این مقاله لذت بردم
    هرچند زیاذ بود ولی خیلی زیبا و با ارزش بود
    مرسی از سای خوبتون بدون شک شما بهترین سایت در باره بدنسازی هستید

    پاسخ
  • سینا 09 دسامبر 19

    سلام ممنون از وبسایت عالیتون
    بهترین سابت بدنسازی هستید
    فقط ای کاش بیشتر از قهرمان های بدنسازی و اسطورهای بدنسازی بیوگرافی بزاریدممنون.

    پاسخ
  • دانبال 11 دسامبر 19

    واقعاه خسته نباشید الحق که بزرگترین و بهترین وبسابت بدنسازی هستید.
    لطفا درباره بدنسازا بیشتر بیوگرافی بزارید و فیلم بدنسازیم بزارید

    پاسخ
  • علي 19 دسامبر 19

    بسیار عالی و کامل بود
    تاریخچه کامل بدنسازی دقیق و با جزئیات
    لطفا آپدیت کندید و قهرمان های جدید بدنسازیو معرفی کنید

    پاسخ
  • علی 19 دسامبر 19

    ببخشید برای آمده شدن برای مسابقه همرا با سوما کدوم استروید دگیه خوب تر بدن کاد میشه ؟

    پاسخ
    • محمدرضا امیدی 19 دسامبر 19

      سلام علی جان!
      بحث مصرف استروئید ها یه بحث کاملا گسترده و تخصصی میباشد . برای آماده شدن برای مسابقه شما باید برنامه ریزی دقیق وعلمی داشته باشید و در طول دوره آماده سازی در هر برهه شما نیاز به نوع خاصی از استروئید ها دارید و با توجه به فرم بدنی و ژنتیک متخصص و مربی شما تشخیص می دهد چه استروئیدی باید مصرف کنید.
      به یاد داشته باشد ژنتیک هر فرد با فرد دیگیری متفاوت میباشد و برای مصرف استروئید ها باید فاکتورهای زیادی را در نظر داشت.
      موفق و پیروز باشید

      پاسخ
    • كريم 19 دسامبر 19

      درود بر شما،
      میخواستم بدونم بهترین زمان مصرف مکمل ونادیل سولفات چه زمانیست؟

      پاسخ
      • محمدرضا امیدی 19 دسامبر 19

        بهترین زمان مصرف وانادیل سولفات بعد از نهار میباشد

        پاسخ
        • رحيم 20 دسامبر 19

          سلام.ورزشکاران بالاى 43 سال باسابقه ورزشى 10 ساله از جه برنامه تمرینى.مکملى غذایى واسترویدى استفاده کنن .تا حالا در این مورد مطالبى نزاشتید اکه راهنمایى کنید ممنون میشم

          پاسخ
          • محمدرضا امیدی 23 دسامبر 19

            سلام رحیم جان! اولا سن که فقط یک عدد و شما سن بدن خود را باید برسی کنید و در همین ابتدا برای شما و همه ی کاربرای سایت آرزوی تن درستی وسلامتی میکنم. ثانیا باز هم میگم مصرف استروئید دارو و حتی مکمل های ورزشی باید زیر نظر فرد متخصص باشد, اناتمی سبک زندگی و حتی محل زندگی , اب و هوا روی فیزیک بدنی شما و عضله سازی تاثیر گذار میبد.من ابتدا بشما پیشنهاد میکنم زیر نظر یک مربی خوب و با تجربه قرار بگیری و در انتها نیز ما سعی میکنیم مقاله ای کامل و جامه در این باره درون سایت قرار دهیم

  • قاسم 19 دسامبر 19

    سلام
    چرا بعد از تمرین حرکات کششی باعث کم شدن دم عظلانی میشود؟؟
    به نظر شما برای حجم هر عظله دوبار در هفته با سیستمهای مختلف و تعداد ست کم بهتر است یا یکبار در هفته با تعداد ست های کمی بیشتر ؟؟
    وقتی هر عظله یکبار در هفته تمرین میکنیم تا سه روز اون حس درد و خستگی عظله هست اما روز چهارم حس میکنیم که میتونیم اون عظله رو دوباره تمرین بدیم آیا این به معنی ریکاوری سریع بدن هست و دو بار در هفته تمرین کنیم یا خیر ؟؟
    با تشکر

    پاسخ
    • قاسم 19 دسامبر 19

      جواب سوال مارو نمیدین

      پاسخ
  • salman 19 دسامبر 19

    سلام استاد امیدی عزیز خسته نباشید سوالم اینه اگه تست داروخانه با ناندرلون بگیرم چجوری مصرف کنم عوارض نداشته باشم متشکرم وزنم ۷۳
    قد ۱۷۴
    سن۳۲
    ۲ساله مدام باشگاه میرم
    ممنون میشم جواب بدید

    پاسخ
    • محمدرضا امیدی 19 دسامبر 19

      سلام سلمان جان
      من همیشه گفتم و بازهم میگم که به هیچ عنوان سرخود اقدام به مصرف دارو و استروئید ها نکنید. چنانچه مایل بهمصرف استوئید ها هستید و قصر مصرف این دارو هارو دارید پیشنهاند میکنم که از قسمت درخواست مشاوره و برنامه اقدام کنید و زیر نظر یکی از مربیان سایت باشید

      پاسخ
  • هلشم 19 دسامبر 19

    از کجا بدونیم تو چه قسمت یک عضله ضعف داریم؟
    مثلاً تو سینه از کجا بفهمیم زیر سینه نسبت به بقیه عضلات سینه ضعیفتره؟

    پاسخ
    • محمدرضا امیدی 19 دسامبر 19

      زیبایی و تناسب اندام! از نام این ورزش معلوم است شما باید تمام عضلات بدنتان به بک دیکر بخورند و تناسب داشته باشند
      البته هیچ شخصی 100% نمیتواند ضعف های خود را ببیند. بک متخصص و مربی حرفه ای میتواند نقاط ضعف شمارو پیدا و اصلاح کند

      پاسخ
  • امیر 19 دسامبر 19

    سلام وقت بخیر
    لطف کنید یه مقاله در مورد مصرف سوما بزارین
    اینکه به چه صورت مصرف بشه با چه استروئیدی استوک بشه بهتره
    عوارض و مزیتهاش رو بفرمایید

    با سپاس

    پاسخ
    • محمدرضا امیدی 19 دسامبر 19

      سلام مقاله جامعه و کاملی در باره سوماتروپین قرار داده شده است که میتوانید در لینک زیر مشاهده فرمادید

      https://mokamelhaa.ir/?p=313

      پاسخ
  • Hamed 19 دسامبر 19

    با سلام و خسته نباشید حظور استاد بزرگ آقای حسام،من یک سوال دارم ممنون میشم اگر جوابمو بدید.من آلمان زندگی میکنم و ۵-۶ سالی هست که بدن سازی کار میکنم ماه پیش از بازاره سیاه اینجا ۴-۵ تا تست ۲۵۰ ایرانی خریدم کاسپین زده بود روش هفته ای یک دونه زدم اما متوجه شدم خوب نیستند تا اینکه رفتم پیش یک دکتر به زور ازش ۵ تا تست ۲۵۰میلی آلمانی گرفتم اسمش (تستوستورن دپوت) دارم هر ۶ روز یکی میزنم بعد اینکه تموم شد آیا پاک سازی لازمه اگر آره چطوری؟ یا اینکه میتونم چند هفته استراحت بدم بعد ۵-۶ تا تست پروبیونات هم بزنم چند کیلو دیگه لازم دارم.

    پاسخ
  • آرش 19 دسامبر 19

    سلام. میخواستم بگم پستی که در کانال گذاشتید تحت عنوان تورم شکمی، با لینک زیر همخوانی ندارد و وقتی وارد لینک میشی میبینی مطلب راجع به هالوستین است. متاسفانه تو کانال تلگرامتون آیدی مدیر درست نیست. در قسمت آیدی مدیر شما ایدی خود کانالتون رو گذاشتید و هیچ راه ارتباطی وجود نداره تا بشه این مدارد رو اطلاع داد.
    با تشکر از مطالب خوبتون

    پاسخ
    • محمدرضا امیدی 23 دسامبر 19

      سلام خیلی خیلی خیلی ممنون و باز هم ممنون به شما کاربران سایت افتخار میکنیم که مارا ارائه خدمات بهتر بشما عزیزان یاری میکنید .

      پاسخ
  • مهدی نایب 19 دسامبر 19

    مشگل بزرگ من اینه که بصورت ژنتیکی پوست ضخیم و چربی دارم و با هیچ رژیمی نتونستم کات عضلاتمو بیشتر کنم.بجز پپتاید ها گزینه ای برای پیشنهاد دارید؟

    پاسخ
  • ادریس احمدی 20 دسامبر 19

    در مورد پپتایدها مخصوصا هگزارلین اطلاعات میخاستم

    پاسخ
    • محمدرضا امیدی 23 دسامبر 19

      مقاله کاملی در مورد این پپتید در قسمت پپتید ها قرار داده شده است

      پاسخ
  • رحيم 20 دسامبر 19

    سلام.افراد بالاى43 سال باسابقه ورزش 10ساله از جه برنامه تمرینى وغذایى ومکملى واسترویدى استفاده کنن .اکه کمکم کنید ممنون میشم

    پاسخ
  • رامين 21 دسامبر 19

    ??

    پاسخ
  • رامين 21 دسامبر 19

    درود بر شما

    پاسخ
  • سیدجلیل 16 ژوئن 20

    عالیه

    پاسخ
  • محمد بدنساز 29 جولای 20

    بدنساز یعنی : عشق
    فدای همه بدنساز ها
    من ,اضق بدنسازیم و با بدنسازی تونستم به زندگیم سرو سامون بدم
    بدنسازی به من یاد داد تا برنامه ریزی نداشته باشی پیشرفت نمیکنی.

    مرسی از سایت بدنسازی عالیتون

    پاسخ